2017 November 23 - پنج شنبه 02 آذر 1396
نقش نماز و بندگي در تربيت انسان و جامعه
کد خبر: ٨٩ تاریخ انتشار: ٢٧ دي ١٣٩٣ - ٠٧:١٧ تعداد بازدید: 745
صفحه نخست » عمومی » مقالات
نقش نماز و بندگي در تربيت انسان و جامعه


مفهوم شناسى عبادت و واژگان مترادف:

 عبادت، طاعت، نُسك

 عبادت يعنى اظهار كمال فروتنى و تذللّ در رفتار، كه اين حالت فقط مخصوص ذاتى است كه منشا نهايى اعطاى فضل و نعمت مى باشد، و او كسى غير از خداى متعال نيست

 مفردات راغب: ص 319.

 و برخى عبادت را نوعى طاعت همراه با خضوع و خشوع مى دانند

 لسان العرب، ابن منظور، ج 3، ص 273.

 امّا برخى ديگر مرز ميان عبادت و طاعت را اينگونه بيان كرده اند كه عبادت نهايت خضوعى است كه فقط به واسطه نعمت بخشى استحقاق آن را مى يابند، از اين رو غير از خدا را نمى توان عبادت كرد، و عبادت تنها با معرفت ممكن مى شود، امّا طاعت آن فعل و عمل خارجى است كه كه به حسب اراده ى فاعل آن انجام مى شود و به عبارت ديگر طاعت عبارت است از پيروى دعوت شونده از دعوت كننده به سوى آنچه كه او را دعوت نموده است، و اين مخصوص خداوند نيست، و ممكن از انسان طاعت غير خدا را به جاى آورد، مانند برخى كه از دعوت شيطان، پيروى كرده و از او اطاعت مى كنند.

 الفروق اللغوية، أبو هلال العسكرى،  ص 349.

عبادت مصاديق متعدد و فراواني مي تواند داشته باشد و البته اختصاص به عمل و رفتارهاي عملي نيز ندارد بلکه هرگونه رفتاري که موجب ابراز تذلل و خضوع در برابر خداوند بشود را مي توان عبادت ناميد از اين رو در روايات عفت و پاکدامني را يکي از بهترين نوع عبادت و بندگي ناميده اند.

اما شکي نيست که رفتارهاي عملي انسان در برابر خداوند و به دستور خداوند و با قصد قربت و امتثال اوامر الهي برترين مصاديق عبادت و بندگي هستند که سرآمد همه آنها نماز است.

 

اهميت نماز:

 

1 -  عن رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : ليكن أكثر همك الصلاة ، فإنها رأس الإسلام بعد الإقرار بالدين

 

2 -  عنه ( صلى الله عليه وآله ) : لكل شئ وجه ، ووجه دينكم الصلاة .

 

3 - الإمام الصادق ( عليه السلام ) : أحب الأعمال إلى الله عز وجل الصلاة ، وهي آخر وصايا الأنبياء

 

 

 

عبادت رام کردن نفس سرکش آدمي است:

قال الامام عليـ عليه السّلام ـ : فاتّقوا اللّه الّذي نفعكم بموعظته، و وعظكم برسالته، و امتنّ عليكم بنعمته، فعبّدوا أنفسكم لعبادته، و اخرجوا اليه من حقّ طاعته.

امام علي ـ عليه السّلام ـ : پس بترسيد از خدايي كه با پند خويش به شما سود رسانده و با رسالتش (كه از طريق پيامبران به شما ابلاغ كرده) شما را اندرز داده و با نعمت هايش بر شما منت نهاده است. بنابراين، جان هاي خود را براي عبادت او رام سازيد و حقّ طاعتش را به جاي آوريد.

 

عبادت نوعي تربت عاشقانه است:

قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : أفضل النّاس من عشق العبادة فعانقها، و أحبّها بقلبه، و با شرها بجسده، و تفرّغ لها، فهو لايبالي علي ما أصبح من الدّنيا علي عسر أم علي يسر.

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : برترين مردم كسي است كه عاشق عبادت شود پس، دست در گردن آن آويزد و از صميم دل دوستش بدارد و با پيكر خود با آن در آميزد و خويشتن را وقف آن گرداند و او را باكي نباشد كه دنيايش به سختي گذرد يا به آساني.

 

نماز و عبادت سرکوبي طبيعت و احياي فطرت است:

نمازگزاران، طبيعت را سركوب و فطرت را احيا كرده اند. خاصيت نماز، احياى فطرت است. نمازگزار كسى است كه سركشى طبيعت را رام كند. او با سرماي? آرامش، كه از نماز بدست آورده، در فراز و نشيب زندگى سست نمى شود و در شدايد و سختى ها جزع نمى كند. اگر خيرى به او برسد منع نمى كند و از ديگران دريغ نمى دارد.

 

آثار تربيت عبادت در درون انسان:

 

 تغيير رنگ چهره به هنگام وضوء:

 در سيره امام حسين عليه السلام روايت شده هرگاه وضوء مى گرفت تا براى نماز آماده شود، رنگ چهره امام تغيير مى كرد و رگ هاى بدن وى متورّم مى شد، و وقتى از او مى پرسيدند كه چرا شما را اينگونه مى بينيم؟ مى فرمود: هر كسى كه مى خواهد در برابر خداوند جبّار قرار گيرد، بايستى اينگونه شود××× (2) كلمات الامام الحسين عليه السلام، ص 619. ×××.

 

فلسفه تشريع نماز آثار تربيتي آن است:

فراموش نکردن خداوند:

قال الامام الرضا ـ عليه السّلام ـ (في بيان علّة العبادة): لئلاّ يكونوا ناسين لذكره، و لا تاركين لأدبه، و لا لاهين عن أمره و نهيه، اذا كان فيه صلاحهم و قوامهم. فلو تركوا بغير تعبّد لطال عليهم الأمد فقست قلوبهم[11].

امام رضا ـ عليه السّلام ـ : در توضيح علت عبادت، مي فرمايد: تا اين كه مردم ياد خدا را فراموش نكنند و آداب او را وا نگذارند و از اوامر و نواهي او غافل نشوند زيرا درستي و قوام آنان در دين است. اگر بدون تعبّد به حال خود رها مي شدند پس از مدّتي دل هايشان سخت مي شد.

 

 

نماز عامل بسط و توسعه در روزي انسان:

12ـ قال رسول اللّه صلي اللّه عليه و آله: يقول ربّكم: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك غِنيً و أملأ يديك رزقا. يا بن آدم! لا تباعد منّي فأملأ قلبك فقرا و أملأ يديك شغلا[12].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : پروردگارتان مي فرمايد: اي فرزند آدم! خود را براي عبادت من فارغ گردان تا دلت را پر از بي نيازي كنم و دستانت را آكنده از روزي سازم. اي فرزند آدم! از من دوري مكن، كه دلت را از فقر انباشته مي كنم و دستانت را از گرفتاري مي آكنم.

 

نماز عامل ترس از خدا و پرهيز از گناه:

13ـ قال الامام الصادق ـ عليه السّلام ـ : في التّوراة مكتوب: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك خوفاً، و ان لا تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك شغلا بالدّنيا ثمّ لا أَسُدُّ فاقتك. و أكلك الي طلبها[13].

امام صادق ـ عليه السّلام ـ : در تورات نوشته شده است: اي آدم! خود را براي عبادت من فارغ گردان تا دلت را از ترس (از خودم) پر كنم اگر خود را براي عبادت من فارغ نسازي، دلت را از اشتغال به دنيا انباشته مي كنم و آن گاه درِ نياز را به رويت نبندم و تو را به آنچه در طلب آن هستي وا گذارم.

 

نماز عامل رفع بي نيازي و نجات از فقر:

14ـ عنه ـ عليه السّلام ـ : في التّوراة مكتوب: يا بن آدم! تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك غِنيً، و لا أكلك الي طلبك. و عَلَيَّ أن أَسُدَّ فاقتك و أملأ قلبك خوفا منّي. و ان لا تفرّغ لعبادتي أملأ قلبك شغلا بالدّنيا ثُمَّ لا أسد فاقتك، و أكِلكَ الي طلبك[14].

در تورات نوشته شده است: اي پسر آدم! خودت را وقف عبادت من كن تا دلت را از بي نيازي آكنده سازم و تو را به خواسته ات وا نگذارم و بر من است كه درِ نيازمندي را به روي تو ببندم و دلت را از ترس پر كنم. اگر خود را وقف عبادت من نسازي، دلت را از گرفتاري به دنيا پر كنم، سپس در نياز را به رويت نبندم و تو را به خواسته ات وا گذارم.

 

 

نماز عامل رفع بلايا و گرفتاريها:

15ـ قال رسول اللّه ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : تفرّغوا لطاعة اللّه و عبادته قبل أن ينزل بكم من البلاء ما يشغلكم عن العبادة[15].

پيامبر خدا ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ : خود را براي طاعت خدا و عبادت او فارغ سازيد، پيش از آن كه گرفتاري و بلايي به شما رسد كه از عبادت بازتان دارد.

 

نماز دژي در برابر شيطان:

 الإمام علي ( عليه السلام ) : الصلاة حصن من سطوات الشيطان .

 

نماز مايه نزول رحمت الهي:

عن الامام علي ( عليه السلام ) : الصلاة تستنزل الرحمة

 

 

نماز عامل توجه به ديگران قبل از خود:

امام حسن مجتبى عليه السلام: «در شب جمعه اى، مادرم را در محراب عبادت نظاره مى كردم. تمام شب را به قيام و قعود و ركوع و سجود مشغول بود تا آن گاه كه سپيدى صبح سر زد. مى شنيدم كه مردان و زنان مؤمن را يكايك نام مى برد و فراوان دعايشان مى كند؛ در حالى كه هيچ دعايى براى خود نمى كرد. پس خدمت ايشان عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى كنيد، براى خودتان دعا نمى كنيد. فرمود: فرزندم! ابتدا همسايه، سپس خانه.» [ الامام الحسن عليه السلام: رأيت امى فاطمه قامت فى محرابها ليله جمعتها، فلم تزل راكعة ساجدة حتى اتضح عمود الصبح و سمعتها تدعوا المؤمنين و المؤمنات و تسميهم و تكثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشى ء فقلت لها: يا اماه! لم لا تدعين لنفسك كما تدعين لغيرك. فقالت: يا بنى! الجار ثم الدار. بحارالانوار: ج 43، ص 81، روايت 3، ج 89، ص 313، روايت 19. ]


 

شرايط مهم تاثير گذاري نماز در انسان و جامعه:


طبق آنچه خدا وپيامبر و امامان معصوم فرموده اند، عبادت ونماز براي تاثير گذاري بايد داراي چند شرط باشد:

1- آگاهانه باشد

عبادت هاى كوركورانه و بدوت توجّه و تعقّل، ارزش و ثواب هم ندارد. يعنى انسان بايد در نماز، به معناى جملات و ذكرها و دعاها توجّه داشته باشد و بداند در مقابل چه كسى ايستاده و چه مى گويد. پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مى فرمايد:

دو ركعت نماز با توجّه، بهتر از شب زنده دارى غافلانه  است.  بحار الانوار، ج 84 ص 259

2- عاشقانه باشد

نمازى كه از روى تنبلى، بيحالى و سستى باشد، اثر ندارد.

نمازگزار بايد محبت خدا رادر دل داشته باشد و با عشق و علاقه به خدايى كه آن همه نعمت و رحمت عطا كرده، نماز بخواند و نماز را به شكرانه مهربانى هاى خدا، از روى علاقه و شوق انجام دهد.

رسول خدا صلى الله عليه و آله، نماز را نور چشم خود مى دانست.

آن حضرت فرموده است: كسى كه صداى اذان را بشنود و بى تفاوت باشد، جفا كرده است.  نهج الفصاحه، سخن 132

شوق به عبادت و نماز بايد چنان باشد كه با شنيدن نداى نماز، هر كارى را رها كند و بسوى گفتگو با خداى جهان بشتابد.

3- خالصانه باشد

به دستور قرآن، دين و كارهاى دينى، بايد خالص براى خدا باشد و نيّت و هدف غير خدايى در آنها راه نيابد:

«و ما امروا الّا ليعبدوا اللَّه مخلصين له الدين» « . سوره بيّنه، آيه 5

به آنان دستور داده شد كه خدا را بندگى كنند و دين را براى او خالص نمايند.

رياكارى، نوعى شرك است و كار را از ارزش مى اندازد.

خداوند هم نمازى را كه براى غير خدا، براى جلب توجّه ديگران و براى فريب مردم باشد، نمى پذيرد و به آن پاداش نمى دهد.

عبادت بدون اخلاص، همچون جسم بدون جان است. روح نماز خلوص آن است.

4- خاشعانه باشد

بعضى در نماز، حواسشان پرت است، با سر و دست و لباس خود بازى مى كنند، به اين طرف و آن طرف و اين و آن نگاه مى كنند، هم نماز مى خوانند و هم به حرف هاى ديگران گوش مى دهند، آرامش بدنى و توجّه قلبى ندارند. اينها همه نشانه آنست كه در نمازشان، خضوع و خشوع نيست.

خاشع بودن در نماز، آنست كه نمازگزار، دلش با خدا و توجّهش به آفريدگار باشد، آرامش بدنى داشته باشد، و واقعاً خود را در برابر خدايى كه از هر شخصيّت و مقامى برتر و از هر قدرتمندى تواناتر است، حسّ كند.

در حديث آمده است: «اعبد اللَّه كانّك تراه» . مصباح الشريعه، ص 8

خدا را چنان عبادت كن كه گويى او را مى بينى!

كه اگر اين حالت را داشتيد، به مرحله اى رسيده ايد كه خداوند از آنان به «مؤمنان رستگار» ياد مى كند و يكى از صفاتشان را چنين مى داند: «الذّين هم فى صلاتهم خاشعون»

آنان كه در نمازشان، خشوع دارند.  سوره مؤمنون، آيه 2

 

نماز و دوري از فحشاء و منکر:


يکي از آثاري که براي نماز مطرح شده است دوري از فحشا و منکر است اما اين رابطه چگونه برقرار مي شودو چگونه تحصيل خواهد شد امري است که نياز به بيان و تبيين دارد و در يک جمله اينکه اين اثر نماز قبول است نه نماز صحيح!

 

رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : من لم تنهه صلاته عن الفحشاء والمنكر لم يزدد من الله إلا بعدا.

 

- الإمام الصادق ( عليه السلام ) : اعلم أن الصلاة حجزة الله في الأرض ، فمن أحب أن يعلم ما أدرك من نفع صلاته ، فلينظر : فإن كانت حجزته عن الفواحش والمنكر فإنما أدرك من نفعها بقدر ما احتجز.

 

رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : لا صلاة لمن لم يطع الصلاة ، وطاعة الصلاة أن تنهى عن الفحشاء والمنكر.

 

عنه ( صلى الله عليه وآله ) - في رجل يصلي معه ويرتكب الفواحش - : إن صلاته تنهاه يوما ما ، فلم يلبث أن تاب.

 

عنه ( صلى الله عليه وآله ) - في رجل يصلي بالنهار ويسرق بالليل - : إن صلاته لتردعه

 

 

باطن نماز پاک شدن و پاکيزگي است:


- الإمام الباقر ( عليه السلام ) : الصلاة تثبيت للإخلاص وتنزيه عن الكبر .

 

 - الإمام علي ( عليه السلام ) : فرض الله الإيمان تطهيرا من الشرك ، والصلاة تنزيها عن الكبر .

 

 - فاطمة الزهراء ( عليها السلام ) : فرض الله الصلاة تنزيها من الكبر.

 

- رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : جاءني جبرئيل فقال لي : يا أحمد الإسلام عشرة أسهم وقد خاب من لا سهم له فيها ، أولها : شهادة أن لا اله إلا الله وهي الكلمة ، والثانية : الصلاة وهي الطهر.

 

 

نکات تکميلي براي نماز:

 

آمادگى براى نماز:

 آمادگى براى نماز در سيره همه امامان مساهده مى شود، به طور نمونه از امام على عليه السلام فراوان نقل شده كه هرگاه وقت نماز مى رسيد، رنگ چهره امام دگرگون و متزلزل مى شد، و چنانكه مى پرسيدند: چه شده است؟ مى فرمود: وقت ادى امانتى كه خداوند آن را به آسمان و زمين و كوه ها عرضه كرد امّا آنها از فرط سنگينى آن، نتوانستند آن را تحمّل كنند و بپذيرند، امّا انسان پذيرفت، و من ضعيف و ناتوان نمى دانم كه آيا مى توانم به نيكى آن را ادا كنم، يانه؟××× (1) مناقب آل ابى طالب: 124/2. جامع الاخبار: 165، ح 396. ×××.

 

 اختصاص مكان مخصوصى براى نماز در خانه:

 امام صادق عليه السلام از جدّ بزرگوارشان امام على عليه السلام روايت مى كند كه آن حضرت در خانه اش، اتاقى و حجره اى كه نه خيلى بزرگ و نه خيلى كوچك بود، را براى نماز معيّن كرده بود، و هرگاه وقت نماز مى شد و قرار بود در خانه نماز بخواند، به آنجا مى رفت و نماز مى خواند، و در آن خانه فقط چيزى كه روى زمين براى نشستن پهن مى كرد، يك جلد قرآن، و يك شمشير، وجود داشت××× (2) محاسن، برقى، ج 2، ص 451، ح 2556. ×××.

 

 

 توجّه به اوقات نماز:

 امام حسين به ابو ثمامه صائدى كه در روز عاشورا وقت نماز را به امام يادآور شد، فرمود: »نماز را يادآور شدى، خدا تو را از جمله نماز گزارانى كه در ياد اويند قرار دهد، آرى اينك اوّل وقت نماز است، از دشمن بخواهيد مهلت دهند تا نماز گزاريم«××× (4) فرهنگ جامع سخنان امام حسين: 498، ح 396. ×××.

 

 حضور قلب در نماز:

 در سيره امام على عليه السلام نقل شده كه هرگاه بر نماز وارد مى شد، آنچنان حضور قلب داشت كه همانند بناى ثابت هيچگونه حركتى از او سر نمى زد، و چه بسا وقتى به ركوع و يا سجده مى رفت، آن قدر آرام بود كه چنانچه پرنده اى به روى پشت او مى نشست متوجّه نمى شد، از اين رو هيچ كسى غير از امام على و امام سجّاد، توانايى نشان دادن عبادت پيامبر اكرم را نداشت××× (1) دعائم الاسلام: ج 1، ص 159. ×××؛ و همچنين نقل شده كه روزى امام هادى مشغول به نماز بود كه ناگهان فرزند خردسالش امام عسكرى در ميان چاه آبى افتاد، و همه زنان و همسران خانه به فرياد در آمدند كه فرزند را نجات دهند، امّا امام هادى هم چنان با حضور قلب مشغول نماز بوده و هيچگونه عكس العملى نشان نداد و توجّهى به اطراف خود نكرد، و چون نمازش به پايان رسيد، به كنار چاه رفته و مشاهده كرد كه فرزند به قدرت خداوند، روى آب چاه نشسته و با آب بازى مى كند××× (2) الخرايج والجرايح، راوندى، ج 1، ص 451، س 12. بحارالانوار: 274/50، ح 45. ×××.

 

 نماز شب:

 امام على عليه السلام در شبهاى سرد، براى نماز شب غسل مى كرد و سپس مشغول نماز مى شد، تا اينكه در نماز ار روحيه شاداب ترى برخوردار باشد××× (3) بحارالانوار: 22/81، ح 30. مستدرك الوسايل: 521/2. ×××؛ امام صادق عليه السلام روايت مى كند، كه امام على عليه السلام هرگاه مى خواست نماز شب بخواند همراه يكى از فرزندان خردسالش به حجره اى مخصوص مى رفت، كه با او بخوابد، امّا مشغول نماز شب مى شد××× (1) محاسن، برقى، ج 2، ص 452، ح 2557. ×××.

 سليمان جعفرى روايت مى كند كه شبى را همراه امام در كنار كوهى به سر مى برديم، كه در ميانه شب ديدم امام برخاست و به كنارى رفت وضوءى ساخت و سپس ايستاد و نماز شب را به جا آورد××× (2) تهذيب الاحكام: 33/1 ح 86. وسايل الشيعة: 338/1 ح 891. ×××.

 و در سيره امام موسى بن جعفر نقل شده كه آنحضرت نافله هاى شب را به جاى مى آورد، و آنها را به نماز صبح متّصل مى كرد، تا طلوع آفتاب به تعقيبات مى پرداخت وسپس به سجده مى افتاد وپس از دعاى فراوان در همان حالت به ساحت مقدّس حضرت حقّ عرض مى كرد: »قبح الذنب من عبدك، فليحسن العفو والتجاوز من عندك، اللّهمّ انّى أسألك الراحة عند الموت، والعفو عند الحساب«××× (3) مناقب آل ابى طالب، ج 3، ص 433. بحار الانوار، ج 48، ص 107، ح 9. ×××.

 و امام هادى شبها را رو به قبله به روى سجّاده اى از حصير مى نشست و همه شب را به عبادت مى پرداخت و حتّى ساعتى را غافل نمى شد××× (4) وكان عليّ بن محمّد النقي عليهما السلام بالليل مقبلاً على القبلة، لا يفتر ساعة وسجّادته على حصير. الخرايج والجرايح، راوندى، ج 2، ص 901، س 6. ×××. و ابراهيم بن ابى البلاد مى گويد: در مسجد الحرام امام رضاعليه السلام نماز شب مى خواند و من نيز پشت سر او مشغول نماز شدم××× (1) كافى: 448/3 ح 26. تهذيب الاحكام: 137/2 ح 531. ×××.

 

 نماز جماعت:

 امام حسين عليه السلام در منزلگاه ذوحسم در نزديكى كربلا با سپاه حرّ مواجه شد، پس از جريانى كه ميان آن دو سپاه رخ داد، وقت نماز ظهر فرا رسيد، امام به حجاج بن مسروق فرمود: خدا تو را رحمت كند اذان و اقامه بگو تا نماز گزاريم! حجاج اذان گفت، چون اذان به پايان رسيد امام به حرّ بن يزيد فرمود: مى خواهى تو با ياران خود نماز بخوان، و من نيز با ياران خود نماز مى خوانم.

 حرّ گفت: همه ى ما پشت سر شما نماز مى خوانيم. حجاج با امر امام اقامهگفت و امام حسين پيش افتاد و با هر دو سپاه نماز جماعت خواند××× (2) فرهنگ سخنان امام حسين عليه السلام: 397، ح 316. ×××.

 حفص جوهرى نيز مى گويد: امام هادى نماز مغرب را براى ما به جماعت مى خواند.  حفص الجوهريّ قال: صلّى بنا أبو الحسن علي بن محمّدعليهما السلام صلاة المغرب. الاستبصار: 347/1، ح 1308.

 

عبادت و نماز برتر از شهادت:

 7 - فرصت گرفتن از دشمن براى عبادت:

 عمر سعد پس از نماز عصر روز تاسوعا فرمان حمله به سوى لشكر امام حسين را صادر كرد، امام حسين عليه السلام كه در جلوى خيمه سر به زانو گذاشته و به خواب رفته بود، ناگهان متوجّه صداهايى شد، وبه برادرش عبّاس فرمود: برادر! جانم فدايت! سوار بر اسب شو، برو ببين چه پيش آمده؟

 عبّاس با بيست سوار رفت و پيام عمر سعد را مبنى بر شروع جنگ براى امام آورد. امام حسين با شنيدن پيام، به برادرش عبّاس فرمود: نزد آنان بر گرد وچنانچه توانستى جنگ را به سپيده دم فردا بيفكن، وامشب را مهلت بگير، چرا كه مى خواهم در اين شب نماز بگذارم، با خدا نيايش كنم، واز او آمرزش بخواهم، او مى داند كه من نماز وتلاوت قرآن ونيايش فراوان واستغفار را دوست مى دارم.

 فرهنگ جامع سخنان امام حسين عليه السلام: 436، ح 354. ×××.

 

توجه به نماز توجه به دلربايي جمال خداوند است:

از حضرت باقر العلوم (ع) منقول است كه رسول خدا (ص) فرمود: "وقتى كه بند? مؤمن به نماز مى ايستد، خداى بزرگ به او نظر مى افكند تا آنكه از نماز منصرف شود و از بالاى سرش تا افق آسمان در سايه سار رحمت الاهي واقع شود و فرشتگان او را احاطه كنند و خداى متعال فرشته اى را مأمور كند كه به او بگويد: اى نمازگزار، اگر بدانى چه كسى به تو نظر مى كند و با كه مناجات مى نمايى، هرگز به غير توجه نكرده و از جايگاه خود مفارقت نمى كردى!  جايى كه به نص كلام الاهي جمال صورى يوسفى محدود، زنان را فانى كند. جمال مطلق، كه هر جمال، ظلّ جمال اوست، چه خواهد كرد؟ خاصه نسبت به عارفين در حال استغراق در ذكر و عبادت.

حضرت سيد الشهداء(ع) هنگام عصر تاسوعا به حضرت ابوالفضل (ع) فرمود: به اين قوم بگو، امشب را كه شب عاشورا است به من مهلت بدهند. براى اينكه خداى سبحان مى داند نماز محبوب من است.

آرى ميان كسى كه بگويد: من نماز مى خوانم و اين جمل? حضرت كه مى فرمايد: من نماز را دوست دارم و عزيز من است، فرق بسيار است. فرزندان امام سجاد و امام باقر و معصومين (ع) اين حال راداشتند که سعى مى كردند وقتى پدرشان مشغول نماز شد شروع به بازى كنند. مى گفتند: وقتى حضرت شروع به نماز كرد ديگر متوجه ما نيست، هر چه سر و صدا كنيم آزاد هستيم.

 روزى در مكان مجاور حضرت، در حال نماز، آتش سوزى اتفاق افتاد، سر و صدا شد و آنرا خاموش كردند. پس از نماز به عرض حضرت رساندند كه اينجا آتش گرفته بود و اين همه سر و صدا بود. شما متوجه نبوديد؟ حضرت فرمود: خير. عرض كردند: چطور؟ حضرت فرمود: من آتش ديگرى را خاموش مى كردم، آتش آن عالم را خاموش مى كردم.


شرايط ششگانه آشنايي بيشتر بانماز:

آرى مراد از نماز، حضور دل و استغراق كامل و فناى ذات عابد در معبود و فوز به مشاهد? حق است. اما مبتدى را براى وصول به اين مقام، رياضت و مجاهد? بسيار لازم است كه اگر براى مدتى مديد به امر قلب مشغول نشويم؛ آشناى به رمز و راز نماز نخواهيم شد. اما به نحو اجمال، بزرگان، اسرار نماز را در شش منزل بيان كرده اند:



اول. حضور دل؛ يعنى دل را به هنگام نماز، به هيچ چيز جز پروردگار بزرگ تعلق نباشد.

دوم. فهم معانى قرائت و ذكر و تسبيح نماز، به طورى كه دل در فهم آن الفاظ مطابق زبان باشد.

سوم: تعظيم؛ يعنى در آن حالت، عظمت معبود و مبدأ مقصود در خاطر بود.

چهارم: هيبت؛ يعنى از غايت عظمت پروردگار، خوف بر دل هجوم آرد كه مبادا در اين عبادت تقصيرى باشد.

پنجم: اميد، كه مقام كَرَم و جُودِ خداوند اكرم الاكرمين بر ما معلوم باشد كه از نهايت مرحمت، ما را محروم و بى نصيب نخواهد فرمود و گناهانمان را خواهد بخشيد.

ششم: شرم؛ يعنى خود و عبادت خود را كوچكتر از آن بدانيم كه شايست? درگاه حضرتش باشد و عبادت خود را در نهايت شرمسارى، و بندگى را با سرافكندگى به انجام رسانيم.

سر عادي شدن نمار براي برخي ها:

امام سجاد (ع) عرض مى کنند: "اذقنى حلاوة ذكرك"، خدايا شيرينى يادت را به من بچشان.

ما چون اين شيرينى را نچشيده ايم، نماز برايمان امري عادى است. اينكه ما نماز مى خوانيم و چيزى از نورانيّت آن را احساس نمى كنيم، براى آن است كه نماز را با آداب و آگاهى و عرفان به اسرار آن نخوانده ايم.

 اميرالمؤمنين (ع) در نهج البلاغه از رسول خدا (ص) نقل فرمود: "من در عجبم از كسى كه چشمه اى درِ منزل اوست و شبانه روز پنج بار در آن چشمه شستشو مى كند، با اين حال باز آلوده است. چون نماز مثل چشمه زلال است، كه انسان نمازگزار در وقت هاى پنجگانه در آن شستشو مى كند.
 


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه