2017 February 21 - سه شنبه 03 اسفند 1395
تحریف قرآن
کد خبر: ٢٤ تاریخ انتشار: ١٦ دي ١٣٩٣ - ٢٣:٢٨ تعداد بازدید: 305
صفحه نخست » عمومی » پرسش و پاسخ
تحریف قرآن

آيا اينكه مي گويند در زمان عثمان كليه كتابت هاي قرآن جمع آوري شده و بعد به سليقه خودش تفسير شده درست است؟اگر شده اين به معني تحريف يا دستكاري در قرآن هاي نوشته سده نيست ؟با تشكر فراوان مويد باشيد

اعتقاد به جمع آوري قرآن در زمان عثمان نيز با آنچه از بيشتر روايات به دست مي آيد منافات دارد ؛ زيرا آنچه در اين روايات موجود است ، آن است که عثمان تنها مردم را بر يک قرائت ( يک طريق خواندن قرآن ) جمع نمود ودلالتي بر جمع آوري خود قرآن ندارد .

 عن ابن أبي داود عن سويد بن غفلة قال : قال علي : لا تقولوا في عثمان إلا خيرا ، فوالله ما فعل الذي فعل في المصاحف إلا عن ملأ منا ، قال : ما تقولون في هذه القراءة ؟ فقد بلغني أن بعضهم يقول : إن قراءتي خير من قراءتك ، وهذا يكاد يكون كفرا ، قلنا : فما ترى ؟ قال : أرى أن يجمع الناس على مصحف واحد ، فلا تكون فرقة ولا اختلاف ، قلنا : فنعم ما رأيت .

الإتقان : ج 1 ص 61 .

علي گفته است : در مورد عثمان جز به نيکي نگوييد ؛ قسم به خدا که کاري که در مورد قرآن ها انجام داد با اطلاع ما بوده است ؛ و سپس گفت : در مورد اين قرائت چه مي گوييد ؟ به درستيکه به من خبر رسيده است که بعضي از شما به ديگري مي گويد : قرائت من بهتر از قرائت تو است ؛ و اين شبيه کفر مي باشد .  گفتند : پس نظر شما چيست؟ پاسخ داد :نظر من است که مردم را بر قرائت از روي يک قرآن وادار کنند تا جدايي و اختلافي نباشد  . ما گفتيم : پس چه خوب نظري داشتي .

و مويد اين مطلب روايتي است که از حارث محاسبي نقل شده است که گفت :

 المشهور عن الناس أن جامع القرآن عثمان ، وليس كذلك إنما حمل عثمان الناس على القراءة بوجه واحد على اختيار بينه وبين من شهد من المهاجرين والأنصار لما خشي الفتنة عند اختلاف أهل العراق والشام في حروف القراءات .

اين روايت را سيوطي از او در الإتقان نقل مي کند : ج 1 ص 61 .

مشهور آن است که جمع کننده قرآن عثمان بوده است ؛ و اين چنين نيست ؛ و بدرستيکهاو مردم را به قرائت به يک صورت وادار ساخت ؛ و اين تصميم را او با حاضرين از مهاجر و انصار انجام داد ؛ زيرا از درگيري - در هنگام اختلاف قرائت اهل عراق و شام در طريقه خواندن - نگران بودند .

عن أَنَسَ بْنَ مَالِكٍ، حَدَّثَهُ أَنَّ حُذَيْفَةَ بْنَ الْيَمَانِ قَدِمَ عَلَى عُثْمَانَ وَكَانَ يُغَازِي أَهْلَ الشَّأْمِ فِي فَتْحِ إِرْمِينِيَةَ وَأَذْرَبِيجَانَ مَعَ أَهْلِ الْعِرَاقِ فَأَفْزَعَ حُذَيْفَةَ اخْتِلاَفُهُمْ فِي الْقِرَاءَةِ فَقَالَ حُذَيْفَةُ لِعُثْمَانَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَدْرِكْ هَذِهِ الأُمَّةَ قَبْلَ أَنْ يَخْتَلِفُوا فِي الْكِتَابِ اخْتِلاَفَ الْيَهُودِ وَالنَّصَارَى فَأَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى حَفْصَةَ أَنْ أَرْسِلِي إِلَيْنَا بِالصُّحُفِ نَنْسَخُهَا فِي الْمَصَاحِفِ ثُمَّ نَرُدُّهَا إِلَيْكِ فَأَرْسَلَتْ بِهَا حَفْصَةُ إِلَى عُثْمَانَ فَأَمَرَ زَيْدَ بْنَ ثَابِتٍ وَعَبْدَ اللَّهِ بْنَ الزُّبَيْرِ وَسَعِيدَ بْنَ الْعَاصِ وَعَبْدَ الرَّحْمَنِ بْنَ الْحَارِثِ بْنِ هِشَامٍ فَنَسَخُوهَا فِي الْمَصَاحِفِ وَقَالَ عُثْمَانُ لِلرَّهْطِ الْقُرَشِيِّينَ الثَّلاَثَةِ إِذَا اخْتَلَفْتُمْ أَنْتُمْ وَزَيْدُ بْنُ ثَابِتٍ فِي شَىْ&rlmءٍ مِنَ الْقُرْآنِ فَاكْتُبُوهُ بِلِسَانِ قُرَيْشٍ فَإِنَّمَا نَزَلَ بِلِسَانِهِمْ فَفَعَلُوا حَتَّى إِذَا نَسَخُوا الصُّحُفَ فِي الْمَصَاحِفِ رَدَّ عُثْمَانُ الصُّحُفَ إِلَى حَفْصَةَ وَأَرْسَلَ إِلَى كُلِّ أُفُقٍ بِمُصْحَفٍ مِمَّا نَسَخُوا وَأَمَرَ بِمَا سِوَاهُ مِنَ الْقُرْآنِ فِي كُلِّ صَحِيفَةٍ أَوْ مُصْحَفٍ أَنْ يُحْرَقَ.

 صحيح البخاري : ج 6 ص .رقم 5038 و رقم 3546  كتاب فضائل القرآن باب جمع القرآن

حذيفة بن يمان به نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) آمده &ndash در حاليکه بر ضد اهل شام در فتح ارمنستان و آذربايجان به همراه اهل عراق - مي جنگيد . پس حذيفه از اختلاف ايشان در مورد قرائت نگران بود ؛ پس حذيفه به عثمان گفت : اي امير مومنان ؛ اين امت را درياب قبل از آنکه در مورد کتاب ( خدا ) مانند اختلاف يهود و نصاري اختلاف کنند ؛ پس عثمان به نزد حفصه فرستاده تا قرآن را به نزد ما بفرست تا از روي آن در قرآن هاي ديگر نسخه برداريم ؛ سپس آن را به تو باز مي گردانيم ؛ پس حفصه قرآن خويش را به نزد عثمان فرستاده پس به زيد بن ثابت و عبد الله بن زبير و سعيد بن عاص و عبد الرحمن بن حارث بن هشام دستور داد تا از روي آن رو نويسي کردند ؛ و عثمان به اين گروه سه نفره قريش گفت : اگر شما و زيد بن ثابت در چيزي اختلاف کرديد آن را به لهجه قريش بنويسيد ؛ زيرا قرآن با لهجه ايشان نازل شده است ؛ تا اينکه وقتي قرآن ها را از روي آن رو نويسي کردند آن را به نزد حفصه فرستاده و هرکدام از قرآن ها را به منطقه اي فرستاد و دستور داد تا ساير قرآن ها را بسوزانند .

 عسقلاني  در شرح اين روايت مي گويد :

 وفي رواية عمارة بن خزية : أن حذيفة قدم من غزوة فلم يدخل بيته حتى أتى عثمان ، فقال : يا أمير المؤمنين أدرك الناس ، قال : وما ذاك ؟ قال : غزوت فرج أرمينية فإذا أهل الشام يقرأون بقراءة أبي ابن كعب فيأتون بما لم يسمع أهل العراق ، وإذا أهل العراق يقرأون بقراءة عبد الله ابن مسعود فيأتون بما لم يسمع أهل الشام ، فيكفر بعضهم بعضا.

 فتح الباري : ج 9 ص 14 و 15 .

در روايت عمارة بن خزية آمده است : حذيفه از جنگي باز گشت پس به خانه خود نرفته و به نزد عثمان رفت ؛ پس گفت : اي امير مومنان مردم را درياب ؛ گفت : چه شده است ؟ پاسخ داد داخل ارمنستان جنگ مي کرديم ؛ پس عده اي از اهل شام به قرائت أبي بن کعب مي خواندند ، پس به روشي قرائت مي کردند که اهل عراق نشنيده بودند ؛ و اهل عراق با قرائت عبد الله بن مسعود مي خوانند پس به روشي قرائت مي کنند که اهل شام نشنيده اند ، پس ( به همين سبب ) عده اي از ايشان سايرين را تکفير مي کنند .

از اين روايات چنين به دست مي آيد که عثمان تنها مردم را به يک طريق خواندن وادار کرد ؛ پس الفاظ هم معنايي را که ابن مسعود و عده اي ديگر طبق نظر خويش به جاي الفاظ قرآن نقل مي کردند از بين برده و چيزي از آن ها باقي نماند ؛ و ظاهرا اين نظريه ( جايگزيني الفاظ قرآن با الفاظ هم معني ) خطرناک ترين چيزي بود که قرآن را تهديد مي کرد ؛ زيرا نص کلمات قرآن را با نظريات شخصي افراد در مورد معني کلمات تغيير مي داد . در اين زمينه به کتاب ذيل مراجعه فرماييد :

 مباحث في علوم القرآن لصبحي الصالح : ص 107 .

مقصود از جمع آوري قرآن توسط امير مومنان علي عليه السلام :

مقصود از اينکه مي گويند امير مومنان علي عليه السلام قرآن راجمع آوري نموده است آن است که :

 أنه كتبه عما كان عند النبي (ص) ، وأضاف إليه التنزيل والتأويل ، كما في الرواية: ما كان في بيت النبي (ص) فأخذه علي (ع) بأمر الرسول حيث قال له  : يا علي هذا كتاب الله خذه إليك ، فجمعه علي (ع)  في ثوب ومضى إلى منزله ، فلما قبض النبي (ص) جلس علي فألفه كما أنزل الله ، وكان به عالما .

 التمهيد في علوم القرآن : ج 1 ص 291 اين روايت را از ابن شهرآشوب نقل مي نمايد .

او  آن را از روي آن چه در نزد رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بود نوشته و شان نزول و معناي آيات را نيز در آن آورده است ؛ همانطور که در روايت آمده است که : آنچه در خانه رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) بود ، امير مومنان به دستور ايشان جمع آوري نموده ، زيرا ايشان به حضرت فرمودند : اي علي کتاب خدا را بگير ؛ پس علي آن را در لباس خويش گرفته و به منزل خود رفت ؛ وقتي که رسول خدا از دنيا رفتند حضرت نشسته و آن را طبق نزول رونويسي نمود و او بدين مطالب آگاهي داشت .

يعني او در واقع اولين تفسير کتاب خدا را نگاشت و علاوه بر متن قرآن ( طبق ترتيب نزول) هرچه در مورد اين آيات بود در آن آورد ؛ زيرا ايشان از سايرين به اين مطلب آگاه تر بودند .

همانطور که از کلبي نقل شده است که گفت :

لما توفي رسول الله (ص) قعد علي بن أبي طالب في بيته فجمعه على ترتيب نزوله ، ولو وجد مصحفه لكان فيه علم كبير .

التمهيد في علوم القرآن : ج 1 ص 290 اين مطلب را در  التسهيل لعلوم التنزيل از وي نقل نموده است  .

وقتي رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) از دنيا رفتند ، علي بن ابي طالب (عليه السلام) در خانه خود نوشته و قرآن را طبق ترتيب نزول گرد آوري نمود ؛ و اگر اين کتاب يافت شود در آن علم فراواني خواهد بود .

و از محمد بن سيرين نقل شده است که گفت :

 ولو أصيب ذلك الكتاب لكان فيه العلم .

تاريخ الخلفاء للسيوطي : ص 185 .

اگر به اين کتاب دست يابيم در آن علم را خواهيم يافت .

و خلاصه کلام آنکه :

منافاتي بين قول به اينکه قرآن در زمان رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم جمع آوري شده است بااينکه امير مومنان و باب علم ايشان آن را گرد اوري کرده است و در آن مهمترين نکات و ظرايف تفسيري را آورده است نمي باشد .

البته علت اينکه حضرت قرآن را طبق ترتيب نزول در کتاب خويش آوردند آن است که بدين ترتيب ناسخ و منسوخ و مطلق ومقيد آن به خوبي مشخص مي گرديد .


Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | لغة العربیة
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه