2017 July 21 - جمعه 30 تير 1396
خدا ترسی و خشیت الهی
کد خبر: ١٥٨٣ تاریخ انتشار: ٠٦ خرداد ١٣٩٤ - ٠١:٤٦ تعداد بازدید: 1101
صفحه نخست » عمومی » مقالات
خدا ترسی و خشیت الهی

انسان همیشه طرف دار فضیلت های معنوی و ارزش های فطری است و در جهت همین طرف داری خود نیز به تلاش و کوشش می پردازد، و خداوند نیز ابزار و وسایل رسیدن آدمی به قله های فضیلت را فراهم نموده ....


خدا ترسی و خشیت الهی

 
به کوشش

سید ابوالفضل طباطبایی اشکذری

 


انسان همیشه طرف دار فضیلت های معنوی و ارزش های فطری است و در جهت همین طرف داری خود نیز به تلاش و کوشش می پردازد، و خداوند نیز ابزار و وسایل رسیدن آدمی به قله های  فضیلت را فراهم نموده و راهکار های جدی و عملیاتی را معرفی فرموده است تا کسی در مسیر رشد و ارتقاء، از پلکان صعود معنویت باز نماند ، بلکه راه گشاده را در پیش روی خود مشاهده نماید و به پیمودن آن ترغیب و تشویق شود.

 یکی از مفاهیم ارزشی و اخلاقی که در قرآن کریم بدان توجه شده ، خوف و خشیت از خدای متعال است که آنرا در این نوشتار به خدا ترسی می نامیم.

در ضمن خدا ترسی از موارد و مصاديق اخلاق الهى و يا به تعبير ديگر گونه‏هاى رفتارى صحيح انسان در رابطه با خداوند، نیز به شمار می آید که به برخودارى از آن یعنی روحيه خداترسى و خشيت نیز توصیه های فراوانی صورت گرفته است.

 روحيه ترس و خشيت از خداوند در نگاه معرفت دينى مورد ستايش واقع شده و نسبت به ايجاد اين روحيه نيز توصيه گرديده است.

البته در محاورات عامیانه واژگان خوف و خشیت را در جای یکدیگر به عنوان کلمات مترادف به  کارگیری می شود که این نشانه ی تسامح عرفی و عموی از استخدام واژگان است ، چرا که با نگاه دقیق و عمیق به واژگان مزبور و حتی نمونه های مشابه دبگر ، معلوم می شود که تفاوت های فراوان و مهم یدر میان آنها وجود دارد که خوب است به آنها نیز توجه شود.

 

مفهوم شناسی خوف و خشیت و رهبت

همانطوری که مورد اشاره واقع گردید، برای مفهوم ترس واژگان متعددی را به کار می گیرند که در این جا به ترجمه یکایک آنان می پردازیم.

خوف

راغب اصفهانی که از واژه شناسان خبیر و آگاه در باره قرآن کریم است در ترجمه واژه  خوف چنین می نویسد: الخوف توقع مکروه عن اماره مظنونه او معلومه ، کما ان الرجاء والطمع توقع محبوب عن اماره مظنونه او معلومه و یضاد الخوف : الامن، و یستعمل فی الامور الدنیویه والاخرویه.

خوف یعنی انتظار واقعه نا پسندی را کشیدن به خاطر نشانه ای که برای ما گمان به وجود می آورد و یا به آن علم و یقین داریم همانطوری که رجا و امید یعنی انتظار کشیدن برای رخداد دوست داشتنی که نشانه ظنی و یا علمی آن را مشاهده کرده ایم.

و ضد خوف عبارت از امنیت است ، که هم در امور دنیوی و هم در امور اخروی مورد استعمال قرار می گیرد.

خشیت

راغب اصفهانی در باره واژه خشیت نیز چنین می نویسد:   الخشية خوف يشوبه تعظيم وأكثر ما يكون ذلك عن علم بما يخشى منه، ولذلك خص العلماء بها في قوله: (إنما يخشى الله من عباده العلماء).

خشیت عبارت از ترسی است که با تعظیم و بزرگداشت آمیخته شده ، و بیشترین موارد استعمالش در جایی است که به موردترس علم داشته باشد ، و به همین جهت است که خداوند در قرآن کریم می فرماید: همانا از میان بدگان خدا، فقط عالمان خداترس هستند.

مشابه این معنی و مفهوم را مرحوم مجلسی در کتاب بحارالانوار بیان فرموده است .  بحار الأنوار ج 56 ص 314.  (وأصل الخشية خوف مع تعظيم، ولذلك خص بها العلماء).

صاحب کتاب ریاض السالکین در شرح صحیفه سجادیه نیز می نویسد:

والخشية: تألم القلب بسبب توقع مكروه في المستقبل. والخوف: بمعناها. وهما يكونان تارة بكثرة الجناية من العبد، وتارة بمعرفة جلال الله سبحانه وهيبته، وخشية الأنبياء والأئمة وخوفهم من هذا القبيل. وقال بعضهم: لا يكاد اللغوي يفرق بين الخوف والخشية، ولا شك أن الخشية أعلى منه وهي أشد الخوف،....

وفرق بينهما أيضا بأن الخشية تكون من عظم المخشي وإن كان الخاشي قويا، والخوف يكون من ضعف الخائف وإن كان المخوف أمرا يسيرا. ...ولذا وردت الخشية غالبا في حق الله » إنما يخشى الله من عباده العلماء«، انتهى.

خشیت عبارت است از تالم قلب به سبب رخداد مکروه و ناپسندی که در آینده انجام خواهد شد، و خوف نیز به همان معنی است، و هردوی آنها گاهی به سبب فراوانی جنایت از ناحیه بنده گناه کار ایجاد می شود ، و گاهی نیز به خاطر معرفت و شناخت ویژه نسبت به جلال و عظمت خداوند به وجود می آید ، و خشیت و خداترسی پیامبران و امامان(ع) نیز از همین قبیل است.

بعضی گفته اند: لغوی میان خوف و خشیت فرق نمی گذارد ، ولی تردیدی نیست که خشیت مرتبه عالیه و شدید خوف است.

و همچنیان میان خوف و خشیت فرق گذارده اند به اینکه خشیت به خاطر بزرگی و عظمت آن وجودی است که نسبت به او خشیت داریم، اگر چه خود فرزند خاشی و اهل خشیت نیز نیرومند و بزرگ باشد، ولی خوف و ترس به خاطر ضعف و ناتوانی خود فرد ترسو می باشد، اگر چه موردترس امری اندک و کوچک باشد؛ و به همین جهت است که واژه خشیت در غالب اوقات در باره خداوند به کار برده می شود، چنانکه در قرآن آمده انما یخشی الله من عباده العلماء. رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين (ع) ج 4 شرح ص 14.

راغب در ادامه می نویسد: مقصود از تخویف من الله، یعنی ترساندن از خدا عبارت است از ترغیب بر اجتناب از معاصی و گناهان، و خود نگهداری از واقع شدن در گناهان، و مراقبت بر اطاعت ها و فرمانبری.

 

رهبت

از واژگان دیگری که با خوف مشابهت دارد و شبهه ایجاد کرده که با خوف مترادف است ، و.اژه رهبت است،

ابوهلال عسکری در فروق اللغه در باره واژه رهبت می نویسد: الفرق بین الخوف و الرهبه : ان الرهبه طول الخوف واستمراره، و من ثم قیل: للراهب راهب، لانه یدیم الخوف.

تفاوت میان خوف و رهبت در این است که رهبت عبارت است از ترس طولانی و مستمر، و از همین جهت است که به راهب ، راهب گفته می شود، زیرا او همیشه در حال خوف است.

بنا بر آنچه که تا کنون در مفهوم شناسی واژگان و موضوع مزبور بیان شد ، معلوم می شود در میان این واژگان و مفاهیم ، خشیت از بار ارزشی بیشتری برخودار است، و نسبت او به خداوند نیز بیشتر و بهتر است و رفتار امامان معصوم(ع) نیز از همین قبیل است ، چرا که ترس آنان از خداوند نه به خاطر هراسیدن تنها است ، بلکه به خاطر اینکه خداوند بسیار بزرگ است ، و بزرگی و عظمت وی در انسان تجلی یافته و موجب خشیت آدمی خواهد شد، اگرچه خود فرد خاشی نیز بسیار بزرگ باشد همچون امامان (ع).

 

آمار و جایگاه قرآنی واژگان فوق

واژه خوف یکصد و نوزده بار در چهل و دو سوره قرآن کریم که سی سوره آن مکی و دوازده سوره آن مدنی است، به صورت سی و شش لفظ متفاوت ، به کار رفته است که این آمار قرآنی می تواند به خودیث خود اهمیت مساله را بیان نماید.

واژه ی «خشیت» و مشتقات آن نیز  چهل و هفت بار، و در بیست و چهار سوره از قرآن کریم که چهارده سوره آن مکی و ده سوره مدنی است، ، به کار رفته،  و  این کثرت تأمل برانگیز، نیز به خودی خود اهمیّت موضوع را حکایت می کند.

واژه رهبت نیز حجمی از قرآن کریم را به خود احتصاص داده و به صورت یازده لفظ،  دوازده بار در ده سوره که چهار سوره آن مکی و شش سوره آن مدنی است به کار رفته است.

این آمار قرآنی در جای خود بیانگر ارزشی بودن و پراهمیت بودن آن می باشد که در بالا به آن اشاره کردیم.

 

 قلب جايگاه خداترسی است

خداترسی که همان معادل واژه خشیت بوده، در جایگاهی که عبارت از قلب باشد قرار می گیرد و از آنجا زمینه رشد خود را فراهم می نماید، و وقتی در قلب جای گرفت و رشد کرد به طور طبیعی در سایر نقاط بدن انسان نیز تاثیر خواهد نمود، چرا که قلب امام البدن است و امام می تواند داشته های خود را بر همه اعضاء بدن توزیع نماید.

قال: وقال الله عز وجل لعيسى )عليه السلام(: يا عيسى، هب لي من عينيك الدموع ومن قلبك الخشية، وقم على قبور الأموات فنادهم بالصوت الرفيع فلعلك تأخذ موعظتك منهم، وقل: إني لاحق في اللاحقين. يا عيسى: صب لي من عينيك الدموع، واخشع لي بقلبك.  وسائل الشيعة  ج 7 ص 76.

خدای عزوجل به عیسی(ع) فرمود: ای عیسی! دو چیز را ا زوجود خودت به من هدیه کن! اازر چشمانت، اشک را .واز قلبت ، خشیت را به من هدیه نما! و بر قبور درگذشتگان بایست و با صدای رسا ، فریاد بر آور،  شاید که موعظه خویش را از او بتوانی بستانی، و به آنان بگو! من نیز به آنان ملحق می شود.

و بگو ای عیسی! از چشمانت برایم اشک بریز و دلت را برای من نرم کن.

 

 همگامى خداترسی  با علم و معرفت

یکی از  چیزهایی که در باره خدا ترسی مورد توجه بوده و نظر بسیاری را به خود جلب نموده ، همگامی علم و معرفت با خشیت و خوف الهی است، یعنی هرچه عالمتر باشیم ، باید خداترس تر نیز باشیم، وعلت این امر نیز می تواند این باشد که چون در مفهوم خدا ترسی و یا همان واژه خشیت ، درک عظمت و بزرگی خداوند مهم است، از این رو هرچ عالم تر باشید ، درک بیشتری نسبت به عظمت خداوند خواهد داشت به همین جهت استکه خداوند فرمود:  إِنَّمَا يَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاْء  إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ غَفُورٌ .  فاطر: 28/35.

قال الصادق )ع(: الخشية ميراث العلم وميزانه والعلم شعاع المعرفة وقلب الايمان ومن حرم الخشية لا يكون عالما وان يشق الشعر بمتشابهات العلم قال الله تعالى: )إنما يخشى الله من عباده العلماء. مصباح الشريعة  ص 20.

امام صادق(ع) فرمود: خشیت و خدا ترسی میراث علم و میزان علم ، و علم نیز شعاع معرفت و قلب ایمان است، و هر کسی که خشیت نداشته باشد و خداترس نباشد، پس عالم نیز نخواهد بود؛ اگرچه او در مشتابهات علم موی را شکافته باشد، خداوند فرمود: همانا علماء و دانشمندان هستند که ا زخداوند می ترسند.

از امام علی(ع) نقل شده که فرمود:  سبب الخشية العلم. العلم والحكمة في الكتاب والسنة  ص 65.

سبب و وسیله رسیدن به خداترسی، علم و دانش است.

و همچنین در روایت دیگری آن حضرت فرمود: إذا زاد علم الرجل زاد أدبه وتضاعفت خشيته لربه . العلم والحكمة في الكتاب والسنة ص 65.

هرگاه که دانش مرد فزونی یابد ادب وی نیز مضاعف خواهد شد، و خداترسی او نیز بالاتر خواهد رفت.

 

 خدا ترسی نتیجه خداشناسی است

در روایات اسلامی که یکی از منابع اصلی و اساسی برای درک موضوعات مهم دینی می باشد ، بر این نکته تاکید ورزیده شده که هر چه می توانید بر معرفت خود نسبت به خداوند بیافزایید ، و پرواضح است که افزایش معرفت وقتی مفید واقع می شود که کارایی در زندگی و جامعه داشته باشد و بی هدف صورت نگیرد و به طور قطع و یقین این توصیه به معرفت افزایی همراه با یک هدفی بوده است که باید با استفاده از روایات مورد کنکاش قرار گیرد، و وقتی ملاحظه می کنیم مشساهده خواهیم نمود که هدف معرفت را خداترسی معرفی نموده اند.

امام علی(ع) در بیانی فرمود: غاية المعرفة الخشية. عيون الحكم والمواعظ ص 349.

نهایت و نتیجه معرفت و شناخت نسبت به خداوند ، رسیدن به مقام خداترسی و خشیت است.

 

 رابطه خداترسی با ايمان

شکی نیست که هر آنچه از اموری که به نحوی با خداوند و قوانین الهی مرتبط می شود ، به ناچار در یک محوری قرار دارند که باید با یکدیگر نیز ارتباط خود را حفظ و مراقبت نمایند.

به همین جهت ایمان که به خداوند واوصاف وی تعلق می گیرد و از سوی دیگر خداترسی نیزمرتبط با خداوند و متعلق به اوست که در دل بندگانش ایجاد می شود ، باید ارتباط وثیقی میان آندو باشد، به این معنا که هرانسان مومنی باید خداترس باشد.

امام علی(ع) فرمود:  خشية الله جماع الإيمان. ميزان الحكمة ج 1  ص 824.

خداترسی مرکز اجتماع همه شعبه های ایمان به خداوند است.

 

 خدا ترسی عامل ارزش گذارى به عمل آدمى

هر چیزی در دنیا و آخرت دارای قیمتی است که قیمت گذاری آن مطابق یک محاسبه دقیق و ارزیابی صحیح ، صورت گرفته است ، و اعمال و رفتار آدمی نیز از این قانون مستثنی نبوده و نیست ، یعنی رفتار های انسانی را نیز بر طبق یک محاسبه علمی و دینی قیمت گذاری می نمایند، و در قیامت نیز به همان شیوه مورد محاسبه قرار می گیرد.

عن سفيان بن عيينة، عن أبي عبد الله (عليه السلام) في قول الله عز وجل: (ليبلوكم أيكم أحسن عملا) قال(ع): ليس يعني أكثر عملا ولكن أصوبكم عملا وإنما الإصابة خشية الله والنية الصادقة والحسنة ... موسوعة أحاديث أهل البيت (ع) ج 3  ص 293.

سفیان بن عیینه از امام صادق(ع) روایت می کند که در باره آیه شریفه (ليبلوكم أيكم أحسن عملا)، یعنی ما شما را ازمایش می کنیم تا معلوم شودکه کامتان دارای بهترین عمل هستید ، فرمود: مقصود بیشترین عمل نیست بلکه درست ترین عمل است، و همانا درستی عمل به چند امر بستگی دارد ، خداترسی، نیت و انگیزه صادقانه و نیکی رفتار.

 

 خداترسى عامل بازدارنده انسان از گناهان است

برنامه های هدایتی در فرهنگ اسلام بر مبنای حرکت دادن انسان و جامعه در مسیر رشد و ارتقاء به سوی خوبی ها و بازدارندگی از مسیر زشتی ها و پلشتی ها  تنظیم و مقرر می شود، که بتواند انسان مسلمان را از هرگونه آلودگی باز دارد؛ و خداترسی نیز یکی از برنامه های فرهنگی است که خداوند تنظیم نموده است،

امام علی(ع) فرمود: الخوف سجن النفس من الذنوب، ورادعها عن المعاصى. ميزان الحكمة  ج 1 ص 828.

ترس که مقصود خداترسی است زندان کردن نفس از گناهان است، و بازگرداننده نفس از معاصی و جرائم.

 

خدا ترسى ا زاوصاف و ويژگى‏هاى متقين است

همیشه اینگونه است که برترین ها از برترین ویژگی ها نیز برخوردارند ، البته این قانون الهی است نه قانون بشری، چرا که در قوانین بشری همیشه این چنین نیست که برترین ها از برترین ویژگیها برخوردار باشند،

امام علی(ع) فرمود: الخشية من عذاب الله شيم المتقين.  عيون الحكم والمواعظ  ص 53.

یعنی ترس از عذاب خداوند از خصلت ها و برترین خوی انسانی اهل تقوا است.

 

ضرورت تلبس به لباس خشيت

از جمله اولین نیازهای انسان نیازمندی به لباس و پوشش است که هم از خطرات و آسیب پذیری پیشگیری می کند و هم عیوب و بدی ها را می پوشاند و هم به ظاهر انسان زیبایی بیشتری می بخشد، همین جهت در دین اسلام و دستورات اسلامی نیز مورد توجه واقع شده است، و لباس لفظ عام است که شامل لباس های مادی ومعنوی می شود و بسیار روشن است که لباس معنوی از لباس مادی مهمتر و ضروری تر خواهد بود.

از امام علی(ع) در باره تلبس به لباس معنوی چنین وارد شده است که فرمود:

ومن كلام له عليه السلام كان يقوله لأصحابه في بعض أيام صفين:   معاشر المسلمين. استشعروا الخشية، وتجلببوا السكينة،... شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید ج 5 ص 168.

در یکی از روزهای حضور در صفین فرمود: ای گروه مسلمانان! خداترسی را شعار خود قرار دهید و آرامش را پوشش خویش قرار دهید.

ابن ابی الحدید در شرح این حدیث و سخن امام (ع) می نویسد: اینکه امام(ع) فرمود: خداترسی را شعار خود قرار دهید ، مقصود آن است که ترس از خدا را همچون لباس بر تن کنید ، چرا که شعار عبارت است از لباس اما ان لباسی که در زیر همه لباس ها می پوشند و بر تن می چسبد، و در اینجا نیز مقصود آن است که خداترسی را بر تن کنید و به خود الصاق نمایید تا میان آن و شما فاصله ای نباشد.

اما سکینه و آذامش را جلباب قررا دهید چرا که جلباب لباسی سرتاسری است که همه بدن را می پوشاند.

 

 خداترسى نوعى عبادت است

عبادت همان اظهار خضوع و تذلل در برابر خداوند است که خداترسی نیز می تواند یکی از مصداق های روشن آن به شمار آید و از همین رو بوده که امام علی(ع) فرمود: نعم العبادة الخشية. عيون الحكم والمواعظ ص 494. چه خوب عبادتی است خداترسی.

 

 همنشينى با خداترسان، موجب ايجاد روحيه خداترسى خواهد شد

همنشینی و مصاحبت با دیگران از امور تربیتی و تاثیر گذاری است که در جامعه از اهمیت بسیاری برخوردار است ، و هم نشینی با خوبان می تواند موجب خوبی انسان شود و همنشینی با بدان می تواتند انسان را به بدی گرایش دهد.

عبد الله بن حسن بن حسن، وأحمد بن عبد الله بن موسى، وإسماعيل بن يعقوب جميعا، قالوا: حدثنا عبد الله بن موسى، عن أبيه، عن جده، قال: كانت أمي فاطمة بنت الحسين، تأمرني أن أجلس إلى خالي علي بن الحسين عليهما السلام  فما جلست إليه قط إلا قمت بخير قد أستفدته، إما خشية لله تحدث في قلبي لما أرى من خشيته لله تعالى، أو علم قد استفدته منه. مدينة المعاجز  ج 4 ص 367.

فرزند فاطمه بنت الحسین روایت می کند که مادرم مرا توصیه و سفارش می نمود و می گفت به نزد دایی ات علی بن الحسین(ع)  بود و هرقدر می توانی در نزد او بنشین و با او همنشین بشو.

او می گوید: هرگز نشدکه من با امام علی بن الحسین بنشینم مگر آنکه وقتی برمی خاستم استفاده و بهره ای ا زآن همنشینی برده بودم. یا با همنشینی آن حضرت خداترسی در دلن ایجاد می شد ، و یا اینکه ا زسخنان وی بهره ا ی می جستم.

 

خداترسی بی اندازه و اميدوارى بی حد

اگرچه همه چیز باید در قانون اجتماعی زندگی از حد و مرزی مشخص برخوردار باشد و بی حد و مرزی پیز خوبی نیست ، ولی در برخی مواقع به جهت اهمیت آن و ضرورت اجتناب ناپذیر وجود و حضور آن ، در تعابیر اسلامی به بیشترین حد و مرز آن تعبیر شده و گویا بی حد ومرز است.

خداتنرسی و امید واری هر دو در کنار یکدیگر از جمله همین مسایل است که چون حضورش در زندگی بسیار ضروری است ابن گونه تعبیر شده است.

عن الحارث بن المغيرة أو أبيه، عن أبي عبد الله عليه السلام قال: قلت له: ما كان في وصيه لقمان، قال: كان فيها الأعاجيب، وكان أعجب ما كان فيها أن قال لابنه: خف الله عز وجل خيفة لو حبئته ببر الثقلين لعذبك، وارج الله رجاء لو جئته بذنوب الثقلين لرحمك. ثم قال أبو عبد الله عليه السلام: كان أبي عليه السلام يقول: إنه ليس من عبد مؤمن إلا في قلبه نوران: نور خيفة، ونور رجاء، لو وزن هذا لم يزد على هذا ولو وزن هذا لم يزد على هذا. بحار الأنوار ج 67  ص 352.

حارق بن مغیره یا پدرش از امام صادق روایت می کند که به آن حضرت گفتم: در سفارش های لقمان حکیم چه چیزی وجود دارد؟

فرمود: در آن عجایب و شگفتی های فراوانی وجود دارد و شگفت آمیز ترین آن ها این است که به فرزندش فرمود: از خداوند بترس به گونه ای که چنانچه همه خوبی ها و حسنات انسان ها و جنی ها را به همراه داشتهخ باشی ، بازهم خداوند ترا عذابت نماید.

و در مقابل به خداوند امید وار باشد به گونه ای که چنانچه همه گناهان انسان ها و جنی ها را به همراه داشته باشی ، باز هم از رحمت خداوند بهره مند شوی.

و سپس امام صادق(ع) فرمود: پدرم امام باقر(ع)  می فرمود:هیچ مومنی نیست مگر آنکه در قلب او دو نور وجود داشته باشد، نور ترس و نور امید. آن هم بگونه باشد که چنانچه کسی بتواتند آن دو نور را وزن کند، هیچ کدام بردیگری سنگینی ننماید.

 

 درخواست خشيت و خداترسى در دعاى امام سجاد

تلاش های دنیایی همگی ابزاری است که عامل تقویت انسان می شود و توفیقات ظاهری انسان را فراهم می کند ، از قبیل علم و دانش و فدرت و توانایی و سلامت وغیره، و لکن در پشت این همه ابزارها، یک قدرتی وجود دارد که هر آنچه او اراده کند و ابزار د ردست ما نیز با آن هماهنگ باشد ، تحقق خواهد یافت؛ ا زاین رو باید همیشه متوجه آن نیروی پشت پرده باشیم و از صاحب آن نیرو یعنی خداوند درخواست کمک در همه امور بنماییم.

خداترسی اگر چه از امور تحصیلی و به دست آوردنی با تمرین بر آن روحیه است ، ولی در کنار آن باید دعا کرد و از خداوند خواست تا ما را به آنجا برساند.

امانم سجاد در دعاهایش این چنین از خداوند ، روحیه خداترسی را درخواست می کند تا در برابر آسیب های احتمالی امنیت یابد.

وامنن علي بالصحة والأمن والسلامة في ديني وبدني، والبصيرة في قلبي، والنفاذ في اموري، والخشية لك، والخوف منك، والقوة على ما أمرتني به من طاعتك، والاجتناب لما نهيتني عنه من معصيتك.  رياض السالكين في شرح صحيفة سيد الساجدين(ع) ج 4  ص 14.

خداوندا! بر من منت گذار و صحت و سلامت را در دین من قرار بده و بصیرت و بینش را در قلبم جای ده، و امور و کارهایم را نافذ فرما، و خداترسی را نسبت به خودت در وجودم به وجود آور، و نیرومندی نسبت به انجام طاعات و ماموریت ها یت عنایت فرما، و توفیق دوری از گناه و معصیت را کرامت فرما.

 

نشانه رسیدن به خداترسی

در کتاب خصال شیخ صدوق روایت شده از مالک بن انس که می گوید: نزد امام صادق ، جعفر بن محمد علیه السلام می رفتم و ایشان برایم بالشی می گذاشت و برایم ارزشی قایل بود و می فرمود: ای مالک ! من تو را دوست دارم .
من نیز از این موضوع خوشحال بودم و خدای را شکر می کردم . آن بزرگوار همواره ، از سه حالت خارج نبود: یا روزه بود، یا در حال قیام (به عبادت ) و یا در حال ذکر خداوند. او از عظیم ترین عابدان و بزرگترین زاهدان بود، کسانی که در مقابل خداوند عزوجل در حالتی از خشیّت به سر می برند.

حدیثش بسیار و همنشینی با او خوب و فوایدش فراوان بود. وقتی از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم حدیثی نقل می کرد و می فرمود: قال رسول الله(ص) ، چهره اش به کبودی و زردی می گرایید و دگرگون می گشت ؛ به طوری که دوست و آشنا نمی توانست او را بشناسد. سالی ، همراه ایشان به حج مشرف شدم . چون زمان احرام فرا رسید، هر چه می خواست لبیک بگوید، صدایی از گلویش خارج نمی شد و چیزی نمانده بود که خود را از مرکبش به زمین افکند!
به ایشان عرض کردم : ای پسر رسول خدا! بگو! چاره ای نیست ؛ باید بگویی! ایشان فرمود: ای پسر ابوعامر! چگونه جسارت کنم و بگویم : لبیک اللهم لبیک ؟! در حالی که می ترسم خداوند عزوجل جوابم دهد: لا لبیک و لا سعدیک !

 



Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه