2017 September 24 - يکشنبه 02 مهر 1396
غدير تجلي ولايت و فضيلت
کد خبر: ١٠٧ تاریخ انتشار: ٠٥ بهمن ١٣٩٣ - ٠٠:٤٦ تعداد بازدید: 374
صفحه نخست » عمومی » مقالات
غدير تجلي ولايت و فضيلت

 اگر چه غدير نيز يك روز همانند ساير روزهاى ماه و سال است، و بخشى از تقويم تاريخ به شمار مى‏آيد، امّا هميشه سنگيني مفاهيم حوادث و رخدادهاي تاريخ عامل عظمت بخشيدن به پاره هاي تقويم تاريخ محسوب گرديده اند.

در غدير نيز ماجرا به همين شرح است چرا كه سنگيني مفهوم و معناي رخداد واقعه غدير آنگونه بوده است كه قابليت تاثير گذاري در طول تاريخ بشريت را داشته و دارد و مي تواند به عنوان يك حركت استمراري و ادامه دار به همراه پويايي و جذابيت در مسير زندگي انسانهاي حق طلب جريان پيدا كند.

از اين رو بسيار كوته فكري و دون انديشي است كه اين روز و اين مناسبت را تنها در همان پاره زمان محدود ساخت و يا تنها با ساير پاره هاي زمان و تقويم تاريخ مقايسه كرد بلكه بايست اين روز را احياگر تفكر عقلاني و انديشه الهي و استمرار حركت ناب همه انبياي الهي و تكميل همه مفاهيم اديان توحيدي دانست.

به همين جهت در اين مختصر به برخي عناوين مرتبط با اين روز و اين مهم مي پردازيم:

 

خلاصه اي از ماجراي غدير:

در سال دهم هجرت، به دستور الهى، آخرين سفر پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله) به مكه براى تعليم حج و اعلام ولايت ائمه (عليهم السلام) آغاز شد. در اين سفر بيش از يكصد و بيست هزار نفر آن حضرت را همراهى كردند كه در شرايط آن زمان سابقه نداشت.

بلافاصله پس از پايان مراسم حج، اعلام شد همه حجاج از مكه خارج شوند و براى برنامه اى مهم در غدير خم - كه كمى قبل از محل جدا شدن كاروان ها بود ـ حضور يابند.

سه روز پس از پايان مراسم حج، سيل جمعيت به سوى غدير حركت كردند.

 با رسيدن به محل موعود،فرمان توقف از سوى پيامبر (صلى الله عليه و آله) صادر شد و مركب ها از حركت ايستادند و مردم پياده شدند و هر كس جايى براى توقف سه روزه آماده كرد.

به دستور پيامبر (صلى الله عليه و آله)، سلمان و ابوذر و مقداد و عمار زير چند درخت كهنسال را آماده كردند و روى درختان، پارچه اى به عنوان سايبان قرار دادند. در زير سايبان، منبرى به بلندى قامت پيامبر (صلى الله عليه و آله) از سنگ ها و روانداز شتران ساختند به طورى كه حضرت هنگام خطبه بر همه مردم مشرف باشند.

هنگام ظهر، پس از اداى نماز جماعت، پيامبر (صلى الله عليه و آله) بر فراز منبر ايستادند و اميرالمؤمنين (عليه السلام) را فرا خواندند تا بر فراز منبر در سمت راست حضرت بايستند. قبل از شروع خطابه، اميرالمؤمنين (عليه السلام) بر فراز منبر يك پله پائين تر در طرف راست آن حضرت ايستاده بودند.

 پيامبر اكرم نگاهى به سمت راست و چپ جمعيت نمودند و منتظر شدند تا همه مردم در مقابل منبر اجتماع كنند. سپس سخنرانى تاريخى و آخرين خطابه رسمى خود را براى جهانيان آغاز كردند.

پس از اتمام خطابه پيامبر (صلى الله عليه و آله)، دو خيمه بر پا شد كه در يكى خود آن حضرت و در ديگرى اميرالمؤمنين (عليه السلام)، جلوس فرمودند. مردم دسته دسته وارد خيمه حضرت مى شدند و پس از بيعت و تبريك، در خيمه اميرالمؤمنين (عليه السلام) حضور مى يافتند و با آن حضرت بيعت مى كردند و تبريك مى گفتند.

زنان نيز، با قرار دادن ظرف آبى كه پرده اى در وسط آن بود بيعت نمودند. به اين صورت كه اميرالمؤمنين (عليه السلام) دست مبارك را در يك سوى پرده داخل آب قرار مى دادند و در سوى ديگر زنان دست خود را در آب قرار مى دادند.

 

ريشه هاي قرآني غدير و ولايت امير المومنين (ع):

از آنجا كه قرآن قانون اساسي دين اسلام است و در همه قوانين اساسي كليات مطالب بايستي مطرح شده باشد پس قرآن نيز بايستي شامل ريشه هاي موضوع غدير و امامت امير المومنين(ع) باشد. زيرا اصل امامت و موضوع غدير از جمله ي معارف كلي و اصولي دين اسلام به شمار مي آيد.

اگر چه در قرآن آيه اي كه مشتمل بر نام غدير باشد وجود ندارد و لكن آيات فراواني وجود دارد كه ولايت امام علي (ع) را تثبيت مي كند و همچنين آياتي كه در غدير نازل گرديده و براي موضوع امامت نازل شده است كه به برخي از آنها اشاره مي نمايم:

يكي از آياتي كه مربوط به غدير مي باشد آيه 66 سوره مائده است.

يا ايهاالرسول بلغ ما انزل اليک من ربک و ان لم تفعل فمابلغت رسالته والله يعصمک من الناس »(مائده 66(.

 اي پيامبر، آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده بود برسان،و اگر اين ابلاغ را انجام ندهي، رسالت خود را به طور کامل ابلاغ نکرده اي; و خداوند تو را از مردم بدخواه حفظ مي کند.

بسياري از  مفسران شيعه معتقدند آيه فوق در غدير خم و در باره نصب علي(ع) نازل شده است و تعداد زيادي از دانشمندان اهل سنت مانند واحدي درکتاب اسباب النزول و سيوطي در تفسير درالمنثور و فخر رازي در تفسير الكبير و حاكم نيشابوري در مستدرك و قندوزي حنفي در ينابيع الموده و آلوسي در تفسير روح المعاني و خطيب بغدادي در تاريخش و ......مطلب فوق را پذيرفته اند

در اين بخش علاقه مندم متن نوشته فخر رازي در تفسير اين آيه شريفه را روايت كنم.

ايشان پس از آنكه ده وجه و ده نقل را براي آيه حكايت مي نمايد به دهمين صورت كه مي رسد مي نويسد: «العاشر نزلت هذه الايه في فضل علي بن ابي طالب، و لما نزلت هذه الايه، اخذ بيده و قال "من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فلقيه عمر فقال هنيئا لک يابن ابي طالب،اصبحت مولاي و مولا کل مومن و مومنه."

دهمين وجه اين است كه آيه شريفه در فضل علي بن ابي طالب نازل شد و آنگاه که اين آيه نازل شدپيامبر اسلام(ص) دست حضرت علي(ع) را گرفت و فرمود: هرکه من مولاو سرپرست و حاکم او هستم، علي هم مولاي اوست. خداوندا، دوست بدار هرکه علي را دوست دارد و دشمن بدار هرکه او را دشمن دارد. سپس عمر با حضرت علي(ع) ملاقات کرد و بعد از تبريک، گفت:تو مولاي من و مولاي مرد و زن مومن هستي.

 

نكته قابل توجه در آيه تبليغ:

نكته مهم و قابل دقتي كه در اين آيه شريفه وجود دارد و متاسفانه مورد سوء استفاده برخي ها نيز قرار گرفته و نكته انحرافي را در تفسير اين آيه براي وجود مقدس پيامبر اعظم ايجاد نموده  اين است كه در ظاهر آيه شريفه خطاب به پيامبر زبان توبيخ و تهديد گشوده شده و و برخي ها اين تهديد را در حقيقت تهديد به عذاب و عقاب بر شمرده اند و اين برداشت را به نقل برخي ا زروايات نيز تاييد آورده اند كه بايستي در باره اين نكته تحليل درستي ارئه شود تا شبهه مزبور مرتفع گردد.

آنچه از مجموعه معارف ديني استفاده مي شود اينكه پيامبر اعظم هرگز در قرآن به طور مستقيم مورد توبيخ و تهديدي كه موجب عذاب و عقاب باشد واقع نشده و نمي شود..

اما آياتي در قرآن وجود دارد كه در ظاهر پيامبر مخاطب اصلي آن به شمار مي رود و زبان آيه نيز زبان تهديد و توبيخ است ولي چنانچه اين خطابات قرآني را با شيوه نزول قرآن و اصول تفسير آن مورد انديشه قرار دهيم خواهيم ديد كه اين ظاهر قابل تمسك و اخذ نيست يلكه قرآن يك اصلي را در خطابات خود بويژه در باره پيامبر و شخصيتهاي صاحب عصمت حاكم مي داند كه عبارت است از اينكه (نزل القرآن باياك اعني واسمعي يا جاره) يعني قرآن به اين شيوه نازل شده كه مخاطب ظاهري تو هست ياما هدف باري شنيدن ديگران است يعني خداوند پيامبرش را مورد خطاب قرار مي دهد اما هدفش آن است كه ديگران كه تمايل به كارهاي ناشايست دارند بشنوند و عبرت گيرند و به خطاي فكري خود پي ببرند.

در اين آيه نيز در حقيقت پيامبر مورد تهديد نيست بلكه گروههايي كه در غدير و ماجراي آن به دنبال ترساندن پيامبر بودند و ايجاد ترديد در وجود مقدس وي براي عدم معرفي علي(ع) مورد تهديد و عقاب هستند.

به تعبير ديگر اين چنين نيست كه پيامبر خودش از ابلاغ موضوع ولايت امير مومنان امتناع داشته باشد و بدين جهت مورد تهديد قرار گرفته باشد ولكن افراد ديگر تلاش بر اين داشتند كه پيامبر را از ابلاغ اين ماموريت ممنوع كنند و اجازه طرح اين موضوع را به وي نده اند كه خداوند با اين تهديد ظاهري به آنحضرت به ديگران و توطئه گران فهمانيد كه اين كار شما مورد عقاب الهي قرار خواهد گرفت.

 

دلالت حديث غدير بر ولايت امير المومنين علي (ع):

بحث دومي که قابل پيگيري است اينکه محتواي الفاظ حديث غدير بر چه چيزي دلالت مي کند و آيا مي توان با حديث غدير ولايت امام علي(ع) را به اثبات رسانيد يا خير؟

اين بحث از دير زمان مورد مناقشه فيما بين شيعيان  و سني ها بوده است و هميشه نيز بر سر يک جمله معروف آن يعني همان جمله پيامبر در باره علي(ع) که فرمود: من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. بحث بوده که معني و مفهوم مولا چيست ؟

و در اين جا که جان بحث شيعه و سني روشن مي شود.

 

توجهي به تفسير واژه مولي:

خطبه غدير و حديث غدير مشتمل بر مطالب فراواني است از توحيد تا معاد و همه نياز هاي بشري در آن بيان شده است و هيچ چيزي تا روز قيامت فرو گذار نشده و به همين جهت نيز از ماندگاري بالايي برخوردار گرديده است.

اما همه بحث روي کلمه مولي متمرکز شده است اما چنانچه در سراسر خطبه ي غدير دقت کنيم خواهيم ديد که اکثر مطالب آن تفسير و توضيحي براي روشن کردن کامل معني «مولي» و مصداق آن، و ارزش الهي ولايت در اجتماع و ارتباط آن با توحيد و نبوت و وحي است.

بنابراين در حاليکه خود پيامبر صلي اللَّه عليه و آله مقصود و مراد از «مولي» را روشن کرده، و همه ي حاضرين در غدير- که شاعر بزرگ عرب حسان هم در ميان آنان بوده- معناي صاحب اختياري را از آن فهميدند و بر سر همين بيعت نمودند.

 

چرا واژه مولا تنها در غدير مبهم شد ؟

اگر چه همه مي دانند که معناي کلمه مولا بسيار روشن است و جاي بحث ندارد ولي جا دارد کسي بپرسد: چطور وقتي پس از پيامبر خلافاي ظاهري براي خود خليفه و جانشين بعد از خود را تعيين مي کردند و کلمه «ولي» را بکار مي بردند هيچکس نگفت: «اين کلمه مبهم است و چند معنا دارد ،  چطور وقتي ابوبکر درباره ي عمر نوشت: «ولَّيْتُکم بعدي عمر بن الخطاب» ابهامي درباره ي معناي ولايت نبود، و فقط در کلام پيامبر صلي اللَّه عليه و آله در غدير اين بحثها پيش آمد!!!

پيداست که مسئله بر سر معناي لغوي و ابهام کلمه نيست، بلکه وزنه ي غدير بقدري سنگين و کامل عيار است که بعضي ها را به تلاشهاي مذبوحانه وا داشته است.

 

چرا اعتراض با کلمه مبهم؟

جا دارد کسي بگويد: اينکه وقتي پيامبر علي را معرفي کرد برخي ها همانند ابوبکر و عمر و  حارث فهري و چند نفر ديگر به نشانه اعتراض  از پيامبر صلي اللَّه عليه و آله پرسيدند: «آيا اين مسئله از جانب خدا است يا از جانب تو است»؟

اگر اين واژع مبهم بود که پرسيدن و اعتراض معنا ندراد. پس به خاطر ابهام نبود بلکه به خاطر  همين بود که معناي بسيار سنگيني را از کلمه ي مولي دريافتند که همان صاحب اختياري بود و براي زير سؤال بردن آن حاضر به جسارت نسبت به ساحت مقدس آنحضرت شدند، و الاّ همه مي دانند که تمام گفته هاي پيامبر صلي اللَّه عليه و آله طبق آيه ي «و ما ينطق عن الهوي» چيزي جز وحي و کلام خداوند نيست.

 

اعتراف بزرگان اهل سنت به تواتر حديث غدير:

شمس الدين ذهبي (متوفاي748هـ(

ذهبي ، دانشمند شهير سني و از اركان علم رجال اهل سنت كه او را پيشواي جرح و تعديل ناميده‌اند ، در موارد مختلف به تواتر حديث غدير اعتراف كرده است . وي در سير اعلام النبلا كه از معتبرترين كتاب‌هاي اهل سنت در علم رجال است ،‌ در ترجمه محمد بن جرير طبري ، صاحب تفسير و تاريخ مي‌نويسد :
قلت: جمع طرق حديث غدير خم في أربعة أجزاء رأيت شطره فبهرني سعة رواياته وجزمت بوقوع ذلك .
محمد بن جرير طبري اسناد روايت غدير خم را در چهار جلد جمع آوري كرده است كه من قسمتي از آن را ديدم و از گستردگي روايات آن شگفت زده شدم و يقين كردم كه اين اتفاق افتاده است .
سير أعلام النبلاء ، ج 14 ، ص 277 ،

و در تذكرة‌ الحفاظ و بازهم در ترجمه محمد بن جرير طبري مي‌نويسد :
محمد بن جرير بن يزيد بن كثير الامام العلم الفرد الحافظ أبو جعفر الطبري أحد الأعلام وصاحب التصانيف من أهل آمل طبرستان أكثرالتطواف ... . ولما بلغه ان بن أبي داود تكلم في حديث غدير خم عمل كتاب الفضائل وتكلم على تصحيح الحديث . قلت رأيت مجلدا من طرق الحديث لابن جرير فاندهشت له ولكثرة تلك الطرق .
من يك جلد از كتاب أسناد حديث غدير را كه ابن جرير نوشته بود را ديدم و از زياد بودن أسناد آن گيج و مبهوت شدم .
الذهبي ، تذكرة الحفاظ ج 2 ، ص 710 ، رقم : 728 ، ناشر : دار الكتب العلمية - بيروت ، الأولى .
ابن كثير دمشقي سلفي (متوفاي774هـ) كه ازشاگردان ذهبي به شمار مي‌رود ، به نقل از استادش مي‌نويسد :
قال : وصدر الحديث متواتر أتيقن أن رسول الله صلى الله عليه وسلم قاله ، وأما : «اللهم وال من والاه» فزيادة قوية الاسناد .
ذهبي گفت : اين حديث به صورت متواتر نقل شده است و من يقين كردم كه از رسول خدا ‌صلي الله عليه وآله صادر شده است، اما جمله: «اللهم وال من والاه» نيز سندش قوي است . ‌

ابن كثير الدمشقي ، أبو الفداء إسماعيل بن عمر القرشي ، السيرة النبوية ، ج 4 ، ص 426 و البداية والنهاية ، ج 5 ، ص 214 ، ناشر : مكتبة المعارف بيروت .

روز غدير علاوه بر اينکه ظرفي براي اثبات موضوع امامت و لايت امام علي(ع) است از جهت ذاتي و عارضي نيز داراي فضايل و مناقبي است که مي توان مورد توجه واقع گردد که در ذيل به برخي از آنها نيز اشاره مي نمايم.

 

عظمت ذاتى اين روز:

عن عمار بن حريز قال دخلت على ابى عبد الله(ع) فى‏يوم الثامن عشر من ذى الحجة فوجدته صائما . فقال لى:  هذا يوم عظيم عظّم الله حرمته على المومنين و اكمل لهم فيه الدين و تمّ عليهم النعمة و جدّد لهم ما اخذ عليهم من العهد والميثاق. مصباح المتهجد: 737.

عمار بن حريز روايت مي كند كه در روز هيجدهم ذي الحجه (غدير) به محضر امام صادق(ع) وارد شدم و آنحضرت را در حال روزه يافتم پس امام صادق(ع) در باره اين روز به من  فرمود: اين روز (غدير) روز بزرگي است كه خداوند حرمت آنرا پاسداشته و براي  مومنين با عظمت و جلالت قرار داده و در اين روز دين (اسلام) را براي آنان تكميل نموده و نعمت (ولايت و امامت) را برايشان تمام كرد و مجددا و براي باري ديگر از آنان عهد و ميثاق گرفت (تا از مسير ولايت منحرف نشوند)

در جاي ديگر امام صادق(ع)در باره عظمت اين روز  فرمود: شايد گمان كنى كه خداوند روزى با حرمت‏تر از روز غدير خلق كرده باشد، نه به خدا قسم، نه به خدا قسم! نه به خدا قسم.

عوالم: 215/15.

 

روز غدير ارزشمندترين عيد در ميان اعياد اسلامي:

عيد قرار گرفتن برخي از ايام سال به دو جهت مي تواند باشد : يا به جهت ارزشمندي ذاتي آن است و يا  به جهت وقوع حوادث ارزشمندي است كه در آن پاره از زمان واقع شده و رخ داده.

اما روز غدير از هر دو جهت داراي ارزش و فضيلت است كه در روايات اسلامي نيز به هر دو جهت اشاره گرديده است.

عن أبي عبد الله عليه السلام قال :...ويوم الغدير أفضل الاعياد ، وهو ثامن عشر من ذي الحجة...  الخصال، ص 394.

امام صادق (ع) فرمود: روز غدير با فضيلت ترين اعياد است كه در روز 18 ذي الحجه واقع گرديده.

قال رسول الله (ص):  يوم غدير خم افضل اعياد امتى و هو اليوم الذى امرنى الله تعالى ذكره فيه بنصب اخى على بن ابى طالب علما لامتى، يهتدون به من بعدى و هو اليوم الذى اكمل الله فيه الدين و اتم على امتى فيه النعمة و رضى لهم الاسلام دينا. امالى صدوق: 125، ح 8.

رسول خدا(ص) فرمود: روز غدير خم برترين عيدهاى امت من است و آن روزى است كه خداوند بزرگ دستور داد; آن روز برادرم على بن ابى طالب را به عنوان پرچمدار (و فرمانده) امتم منصوب كنم، تا بعد از من مردم توسط او هدايت‏شوند، و آن روزى است كه خداوند در آن روز دين را تكميل و نعمت را بر امت من تمام كرد و اسلام را به عنوان دين براى آنان پسنديد.

 

غدير روز پيمان آسمانيان و عيد همه انبياء الهي است:

اعياد اسلامي از جمله روزهايي است كه همه مسلمانان در آنروز شادمان و مسرورند اما روز غدير داراي امتيازي بر ساير اعياد امي باشد كه عبارت است از اينكه در اين روز همه آسمانيان و انبياء الهي شادمانند و در حال مسرت و خوشحالي به سر مي برند.

عن الصادق(ع) قال: هو عيد الله الاكبر،و ما بعث الله نبيا الا و تعيد فى هذا اليوم و عرف حرمته و اسمه فى السماء يوم العهد المعهود و فى الارض يوم الميثاق الماخوذ و الجمع المشهود. وسائل الشيعه، 5:
224
، ح 1.

امام صادق(ع) فرمود: روز غدير خم عيد بزرگ خداست، خدا پيامبرى مبعوث نكرده، مگر اينكه اين روز را عيد گرفته و عظمت آن را شناخته و نام اين روز در آسمان، روز عهد و پيمان و در زمين، روز پيمان محكم و حضور همگانى است.

 

غدير روز دريافت بالاترين فضيلت براى امام على (ع):

روز غدير تنها براي مسلمانان و انسان ها روز فضيلت و بهره مندي از فضايل و ارزش ها نيست بلكه امام علي (ع) نيز در اين روز بزرگترين فضيلتش را از ناحيه خداوند و به دست و زبان مبارك پيامبر اعظم دريافت مي كند چرا كه اگرجه علي شخصيتي داراي ابعاد گوناگون است و برخوردار از فضايل متنوع اما بالاترين ارزش وي اين است كه رهبري پس از پيامبر اعظم و هدايت كرسي جهاني دين اسلام بعنوان آخرين دين و كامل ترين آيين توحيدي را در روز غدير به عهده گرفت و مورد اصطفا و اجتباء خداوند قرار گرفت و و به طور رسمي و علني ولي خداوند و مولاي همه مومنان و مسلمانان جهان معرفي گرديد.

 مردى به اميرالمونين عرض كرد: بالاترين فضيلتى كه از سوى پيامبر نصيب شما شده است كدام است؟

 فرمود: نصبه ايّاى بغدير خمّ، فقام لى بالولاية من الله عزّوجلّ بامرالله تبارك و تعالى.

 على فرمود: منصوب كردن آن حضرت مرا در غدير خم كه ولايت مرا از طرف خداوند به مردم اعلام كرد.

كتاب سليم بن قيس: ص 903.

 

غدير بزرگترين روز براى شيعيان:

 امام رضا در باره روز غدير فرمود: هو اليوم الذى يجعل الله فيه سعى الشيعة مشكورا و ذنبهم مغفورا و عملهم مقبولا.

 اقبال الاعمال: 261/2.

 روز غدير روزى است كه خداوند در آن روز سعى و زحمات شيعيان را مشكور و گناهان آنها را مغفور و عمل آنها را مقبول قرار داده است.

اما پرسش اين است كه سخن امام رضا(ع) ناظر به چه موضوعي مي تواند باشدمگر شيعه در باره غدير چه كرده است و تلاشي را مصروف داشته تا اينكه اين روز روز مشكور داشتن آن تلاشها است و ارچ نهادن به عمل و رفتار آنها و بخشش گناهانشان؟

اين پرسش مي تواند ذهن آدمي را به خود متوجه سازد و مشغول نمايد.  از اين رو بايستي به دنبال پاسخ آن حركت كرد.

شايد بتوان پاسخ اين پرسش حقيقي و مهم را از لابلاي رواياتي كه بر مساله ولايت و امامت توصيه نموده و آن را شرط پيروزي و سعادت دنيوي و آخروي دانسته و پيروي از ولي را شرط موفقيت در جامعه معرفي نموده به دست آورد.

چرا كه وقتي اين گونه بر مساله ولايت تاكيد مي شود و ولايت پذيري را شرط قبولي اعمال و شرط نجات ا زحيراني و سرگرداني مي داند معلوم مي شود كه هر آنكس كه در اين مسير يعني در مسير حفظ ولايت و صيانت از انحراف آن تلاش كند مورد شكر و قدرداني خداوند و پيامبر قرار مي گيرد چرا كه او برا ي فراهم شدن زمينه هدايت مردم در مسير ولايت اهل البيت كه قرين كتاب الهي است گام برداشته و سعي كرده يعني امام رضا مي خواهد اين چنين براي ما تشريح و تبيين نمايد كه تلاش شما شيعيان در مراقبت بر ولايت اهل البيت و صبر و بردباري شما بر پذيرش آن سبب ماندگاري اين مساله در متن جامعه شده است كه خداوند در روز غدير اين سعي و تلاش را مشكور قرار مي دهد.

در اين جا اين نكته قابل توجه است كه تلاش براي ولايت مولا علي (ع) مورد شكر و سپاس قرار مي گيرد نه چيز ديگر . پس مي توان اين مطلب را در همه زمان ها و در باره ولايت همه امامان چه در دوران حضو رو چه در دوران غيبت تسري و جريان داد يعني امروز هم هر آنكس كه براي موضوع ولايت تلاش كند مورد شكر الهي قرار خواهد گرفت.

 

غدير روز شكر و سپاس به درگاه خداوند:

از اين جهت كه خداوند همه نعمتها را به بشر عنايت فرموده پس شايسته شكر و سپاس در همه لحظات زندگي است تا موجب ازدياد نعمت گردد اما در ميان اين نعمت هاي الهي برخي ا زنعمتها معنوي از يك ويژگي بالايي برخوردار است كه شايسته شكر و سپاس ويژه مي باشد از آن جمله نعمتهاي الهي نعمت معنوي ولايت ائمه معصومين است كه انسان با اين نعمت از حيات و زندگي بهره مند مي شود و جان آدم يبا آن گره خورده و عجين شده است.از اين رو روز عيد غدير را روز شكر و سپاس به درگاه خداوند دانسته اند.

قال ابو عبد الله(ع):... هو يوم عبادة و صلوة و شكر لله و حمد له،و سرور لما من الله به عليكم من ولايتنا،و انى احب لكم ان تصوموه.  وسائل الشيعه 7: 328، ح 13.

امام صادق(ع) فرمود: عيد غدير، روز عبادت و نماز و سپاس و ستايش خداست و روز سرور و شادى  است به خاطر ولايت ما خاندان كه خدابر شما منت گذارد و من دوست دارم كه شما آن روز را روزه بگيريد.

 

بزرگترين مسؤوليت پيامبر اعظم  در روز غدير:

 روزى رسول خدا رو به اميرمومنان كرد و فرمود: اى على! خداوند آيه شريفه يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك را در باره تو بر من نازل كرده است، آن چه را كه به من امر شده از ولايت تو، اگر تبليغ نكنم هر آينه عملم باطل است و كسى كه خدا را بدون ولايت تو ملاقات كند، عملش باطل است، اى على من جز قول خدا را نمى‏گويم.

 امالى شيخ صدوق: ص 400.

 

شناخت و معرفت نسبت به فضيلت غدير:

عن الصادق(ع): والله لو عرف الناس فضل هذا اليوم بحقيقته لصافحتهم الملائكة فى كل يوم عشر مرات ...وما اعطى الله لمن عرفه ما لايحصى بعدد. مصباح المتهجد: 738.

امام صادق(ع) فرمود: به خدا قسم اگر مردم فضيلت واقعى «روز غدير» را مى‏شناختند، فرشتگان روزى ده‏بار با آنان مصافحه مى‏كردند و بخششهاى خدابه‏كسى‏كه‏آن روز را شناخته، قابل‏شمارش نيست.

 

آشنايي اهل آسمان با غدير بيش از اهل زمين است:

 أحمد بن محمد بن ابي نصر قال: كنا عند الرضا والمجلس غاص باهله فتذاكروا يوم الغدير ، فانكره بعض الناس فقال الرضا(ع) : حدثني ابي عن أبيه (ع)  قال : ان يوم الغدير في السماء اشهر منه في الارض...  . تهذيب الأحكام، ج 6، ص 24، ح 52.

 احمد بن محمد بن ابى نصر مى‏گويد روزى در مجلس امام رضا حاضر شدم در حالى كه مجلس پر از جمعيت بود، در آن مجلس سخن از غدير به ميان آمد، و برخى مي خواستند غدير را انكار كنند، كه امام(ع)  فرمودند: غدير در ميان آسمان و اهل آسمان مشهورتر از ميان اهل زمين است.

 

روز غدير روز بندگي و شكر بر نعمت ولايت است:

عن فرات بن أحنف ، عن أبي عبد الله عليه السلام ) في حديث ( في فضل يوم الغدير قال : قلت : فما ينبغي لنا أن نعمل في ذلك اليوم ؟ قال : هو يوم عبادة وصلاة ، وشكر لله وحمد له ، وسرور لما من الله به عليكم من ولايتنا....   وسائل الشيعة: ، ج 7، ص 328، ح 13810.

 فرات بن احنف روايت مى‏كند روزى كه امام صادق در باره فضيلت روز غدير سخن مى‏گفت، به آنحضرت گفتم: چه كارى براى ما شايسته است كه در اين روز انجام دهيم؟ امام فرمود: اين روز غدير، روز عبادت، نماز خواندن، شكر و سپاس به درگاه خداوند بردن، و شادمانى نمودن است به جهت اينكه خداوند بر شما منت نهاده و ولايت ما در اين روز به شما عطا كرده است.

 

معرفي علي(ع) در روز غدير عامل ايجاد سدي محكم در برابر نفوذ شيطان:

يكي از راههاي موفقيت و نفوذ شيطان در ميان افراد جامعه براي انحراف آنها محروميت جامعه از وجود رهبري شايسته و برخوردار از جايگاه معنوي و ديني است زيرا كه با نبود رهبري عالم و عادل زمينه انحراف و گمراهي براي مردم بيشتر فراهم مي شود از اين رو شيطان هرگز ا زوجود و يا معرفي رهبري واجد شرايط خوشنود نمي شود بلكه از موفقيت خود مايوس شده و احساس نگراني مي كند.

روز غدير به جهت اينكه روز معرفي و نصب علي(ع) به امامت و رهبري است در نتيجه مي تواند روز نوميدي و ياس شيطان از موفقيت باشد.

عن جابر ، عن أبي جعفر ) عليه السلام ( قال : لما أخذ رسول الله (ص)  بيد علي (ع)  يوم الغدير صرخ إبليس في جنوده صرخة فلم يبق منهم أحد في بر ولا بحر إلا أتاه فقالوا : يا سيدنا ومولانا ماذا دهاك فما سمعنا لك صرخة أوحش من صرختك هذه ؟ فقال لهم : فعل هذا النبي فعلا إن تم لم يعص الله أبدا.  الكافى، ج 8، ص 344، ح 542.

امام باقر(ع) روايت مي كند كه چون پيامبر اعظم دست علي را در روز غدير بگرفت و او را به عنوان امام و خليفه پس از خود معرفي نمود شيطان در ميان سربازان و سپاهيان خود ناله اي بسيار بلند سر داد كه تا آن روز هيچ كسي در هيچ كجاي عالم ناله ا ي چنين از وي نشنيده بود پس ياوران و حاميان و سربازان وي در او جمع شدند و پرسيدند مولاي ما چه رخ داده است كه اين چنين ناله كرديد؟ ناله ا ي وحشتناك كه بي سابقه بود؟

گفت: اين پيامبر (يعني پيامبر اسلام) امروز كاري را انجام داد كه چنانچه كار او به انجام رسد هيچ كس در عالم مرتكب گناه و معصيت نخواهد شد.

آري اين جمله شيطان به خاطر آن است كه مردم تا به دنبال رهبري شايسته باشند احتمال گمراهي و ارتكاب معصيتشان كمتر خواهد بود.

 مسعدة بن صدقة قال: حدثنى جعفر بن محمد، عن أبيه: إن إبليس عدو الله رن أربع رنات: يوم لعن، ويوم اهبط إلى الارض، ويوم بعث النبي صلى الله عليه وآله، ويوم الغدير.    قرب الاسناد، ص 9، ح 30.

امام باقر(ع) از پدر بزرگوارش امام صادق(ع) نقل كرد كه فرمود:  شيطان دشمن خدا چهار بار ناله كرد: روزى كه مورد لعن خدا واقع شد و روزى كه به زمين هبوط كرد و روزى كه پيامبر اكرم(ص) مبعوث شد و روز عيد غدير.

 

غدير استمرار حركت انبياء:

به طور كلي در انديشه شيعي و پيروان مكتب اهل البيت (ع) امامت تعيين مسير رهبري جامعه پس از گذر از حلقه رهبري و هدايت نبوت و پيامبران است .

روز غدير كه آغاز اولين حركت قرار گرفتن در مسير هدايت و رهبري امامت است مي تواند استمرار حركت انبياء تلقي شود و پايه گذار ي هدايت پس از نبوت و انبياء را تعيين نمايد چرا كه همه فضيلت هاي انبياء در وجود مقدس پيامبر اعظم جمع گرديده و آنحضرت نيز به امر الهي و با تنها فشار سينه در آخرين ملاقات هاي خود با علي(ع) اين مجموعه علم الهي و اسم اعظم حضرت حق را به سينه علي(ع) منتقل نمود كه در اين صورت مي توان علي را عصاره همه انبياء معرفي نمود و قطعا حركت او و اقدام وي براي رهبري جامعه نيز در استمرار حركت انبياء تلقي نمود.

 استمرار حركت انبياء بر سه اصل اساسى و محورى وحدت، عدالت و عزّت، قابل انجام است، بر همين اساس، يكى از اولويت‏هاى نخست پيامبر اعظم در مدينه، ايجاد اخوت و برادرى ميان مسلمين بوده، و در استمرار اين حركت نيز يكى از اعمال مستحبه و مورد توصيه براى روز غدير، اجراى عقد اخوت ميان مسلمانان مى‏باشد، كه حاكى از توجّه غدير به وحدت اسلامى است.

 ممكن است برخى غدير را يك موضوع اختلافى در جامعه مطرح كنند كه با وحدت جامعه اسلامى منافات دارد، ولى هرگز چنين نبوده، و شيعيان نيز بدين اعتقاد نيستند، بلكه غدير خود منشا ايجاد وحدت اسلامى بوده است.

 عدالت نيز يكى ديگر از اركان مهم رسالت پيامبر، بلكه همه انبياء الهى بوده، و در حقيقت، عدالت يعنى تامين كردن هدفى كه قرآن براى ارسال رسل و انزال كتب و شرايع آسمانى بيان فرموده است، »ليقوم الناس بالقسط«.

 عدالت در شيوه زندگى و حكومتى اميرمومنان على‏عليه السلام نيز داراى اولويت اول بود، و در مدت چند سال حكومت ظاهرى خود نيز به اثبات رسانيد، كه حاضر نيست حتى به خاطر هيچ موضوع مهمّى، دست از عدالت بر دارد، و پيامبر اعظم‏صلى الله عليه وآله وسلم با نصب امام على‏عليه السلام از سوى خداوند، عدالت را در جامعه استقرار بخشيد.

 عزّت كه ركن سوّم رسالت انبياء بوده و در قالب تشكيل حكومت اسلامى بيشتر در بعد اجتماعى آن، تحقق يافته است، در غدير براى استمرار آن پايه ريزى شد، زيرا برخى‏ها حتى امروز سخن از جدايى دين از سياست بر زبان مى‏آورند، ولى غافل از اينكه اين سفسطه، مايه ذلت اسلام و مسلمانان خواهد شد، و غدير نيز خط بطلانى بر اين نظريه كشيد، زيرا محبت و دوستى و يا سرپرستى صغار و محجورين براى مسلمانان امرى روشن بود، امّا آنچه كه خداوند براى آن پيامبرش را به عتاب مى‏گيرد كه اگر ابلاغ نكنى، در رسالت تو خدشه‏اى ايجاد خواهد شد، »فمابلغت رسالته«، موضوع مهم ولايت به معناى امامت و رهبرى جامعه بزرگ اسلامى است كه از ناحيه خداوند مامور به ابلاغ آن شده است.

 پس شعار »سياست ما عين ديانت ما است به شرطى كه به عزّت ما ختم شود«، در حقيقت شعار غدير است.


 

به کوشش

 

سيد ابوالفضل طباطبايي اشکذري




Share
* نام:
ایمیل:
* نظر:

پربازدیدترین ها
پربحث ترین ها
آخرین مطالب
صفحه اصلی | تماس با ما | آرشیو مطالب | جستجو | پيوندها | گالري تصاوير | نظرسنجي | معرفی استاد | آثار و تألیفات | طرح سؤال | ایمیل | نسخه موبایل | العربیه
طراحی و تولید: مؤسسه احرار اندیشه